رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2444غزل شمارهٔ 2444شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: وشویصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچون درشوی در باغ دل مانند گل خوشبو شویچون برپری سوی فلک همچون ملک مهرو شوی2نقل کریںگر همچو روغن سوزدت خود روشنی گردی همهسرخیل عشرتها شوی گرچه ز غم چون مو شوی3نقل کریںهم مُلک و هم سلطان شوی هم خلد و هم رضوان شویهم کفر و هم ایمان شوی هم شیر و هم آهو شوی4نقل کریںاز جای در بیجا روی وز خویشتن تنها رویبیمرکب و بیپا روی چون آب اندر جو شوی5نقل کریںچون جان و دل یکتا شوی پیدای ناپیدا شویهم تلخ و هم حلوا شوی با طبع می همخو شوی6نقل کریںاز طبع خشکی و تری همچون مسیحا برپریگردابها را بردری راهی کنی یک سو شوی7نقل کریںشیرین کنی هر شور را حاضر کنی هر دور راپرده نباشی نور را گر چون فلک نُهتو شوی8نقل کریںشه باش دولت ساخته مه باش رفعت یافتهتا چند همچون فاخته جوینده و کوکو شوی9نقل کریںخالی کنی سر از هوس گردی تو زنده بینفسیاهو نگویی زان سپس چون غرقه یاهو شوی10نقل کریںهر خانه را روزن شوی هر باغ را گلشن شویبا من نباشی من شوی چون تو ز خود بیتو شوی11نقل کریںسر در زمین چندین مکش سر را برآور شاد کشتا تازه و خندان و خوش چون شاخ شفتالو شوی12نقل کریںدیگر نخواهی روشنی از خویشتن گردی غنیچون شاه مسکینپروری چون ماه ظلمتجو شوی13نقل کریںتو جان نخواهی جان دهی هر درد را درمان دهیمرهم نجویی زخم را خود زخم را دارو شوی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2443اگلی نظماز بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2445آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای تو ملول از کار من من تشنهتر هر ساعتیآخر چه کم گردد ز تو کز تو برآید حاجتیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2443
اگلی نظماز بامدادان ساغری پر کرد خوش خمارهایچون فرقدی عرعرقدی شکرلبی مه پارهایرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2445