رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 893غزل شمارهٔ 893شاعر: رومیوزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)قافیہ: دہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںنیک بدست آنک او شد تلف نیک و بددل سبد آمد مکن هر سقطی در سبد22نقل کریںآنک تواضع کند نگذرد از حد خویشیابد او هستی باقی بیرون ز حد33نقل کریںوا کن صندوق زر بر سر ایمان فشانکآخر صندوق تو نیست یقین جز لحد44نقل کریںتو لحد خویش را پر کن از زر صدقپر مکنش از مس شهوت و حرص و حسد55نقل کریںهر چه تو را غیر تو آن بدهد رد کنیچون بدهی تو همان دانک شود بر تو رد66نقل کریںقلب میاور بدانک غره کنی مشتریترس ز ویل لکل جمع مالاوعد77نقل کریںآنک گشادی نمود نفس تو را تنگیستگفت خدا نفس را بسته امش فی کبد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآمد شهر صیام سنجق سلطان رسیددست بدار از طعام مایده جان رسیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 892اگلی نظمنعره آن بلبلان از سوی بستان رسیدصورت بستان نهان بوی گلستان بدیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 894◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںشرح دهم من که شب از چه سیهدل بودهر کی خورد خونِ خلق زشت و سیهدل شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 897◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآمد شهر صیام سنجق سلطان رسیددست بدار از طعام مایده جان رسیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 892
اگلی نظمنعره آن بلبلان از سوی بستان رسیدصورت بستان نهان بوی گلستان بدیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 894
شرح دهم من که شب از چه سیهدل بودهر کی خورد خونِ خلق زشت و سیهدل شودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 897