رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1843غزل شمارهٔ 1843شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: انمکنہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب، علی اسلامی مذهبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدوش چه خوردهای دلا راست بگو نهان مکنهمچو کسان بیگنه روی به آسمان مکن2نقل کریںرو ترش و گران کنی تا سر خود نهان کنیبار دگر گرفتمت بار دگر همان مکن3نقل کریںباده خاص خوردهای جام خلاص خوردهایبوی شراب می زند لخلخه در دهان مکن4نقل کریںچون سر عشق نیستت عقل مبر ز عاشقانچشم خمار کم گشا روی به ارغوان مکن5نقل کریںچون سر صید نیستت دام منه میان رهچونک گلی نمیدهی جلوه گلستان مکن6نقل کریںغم نخورد ز رهزنی آه کسی نگیردشنیست چنان کسی کی او حکم کند چنان مکن7نقل کریںخشم گرفت ابلهی رفت ز مجلس شهیگفت شهش که شاد رو جانب ما روان مکن8نقل کریںخشم کسی کند کی او جان و جهان ما بودخشم مکن تو خویش را مسخره جهان مکن9نقل کریںبند برید جوی دل آب سمن روا نشدمشعلههای جان نگر مشغله زبان مکن◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچهره شرمگین تو بستد شرمگان منشور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1842اگلی نظممرا در دل همیآید که من دل را کنم قرباننباید بددلی کردن بباید کردن این فرمانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844زمینہم وزن و قافیہ نظمیںدوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکنچون خَمُشان بیگنه، روی بر آسمان مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1827آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبعلی اسلامی مذهبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچهره شرمگین تو بستد شرمگان منشور تو کرد عاقبت فتنه و شر مکان منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1842
اگلی نظممرا در دل همیآید که من دل را کنم قرباننباید بددلی کردن بباید کردن این فرمانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1844
دوش چه خوردهای دلا؟ راست بگو نهان مکنچون خَمُشان بیگنه، روی بر آسمان مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1827