رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1822غزل شمارهٔ 1822شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ودمنصنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای شده از جفای تو جانب چرخ دود منجور مکن که بشنود شاد شود حسود من22نقل کریںبیش مکن تو دود را شاد مکن حسود راوه که چه شاد می شود از تلف وجود من33نقل کریںتلخ مکن امید من ای شکر سپید منتا ندرم ز دست تو پیرهن کبود من44نقل کریںدلبر و یار من تویی رونق کار من توییباغ و بهار من تویی بهر تو بود بود من55نقل کریںخواب شبم ربودهای مونس من تو بودهایدرد توام نمودهای غیر تو نیست سود من66نقل کریںجان من و جهان من زهره آسمان منآتش تو نشان من در دل همچو عود من77نقل کریںجسم نبود و جان بدم با تو بر آسمان بدمهیچ نبود در میان گفت من و شنود من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآب حیات عشق را در رگ ما روانه کنآینه صبوح را ترجمه شبانه کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1821اگلی نظمسیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه منسیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1823◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیسهیل قاسمیآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآب حیات عشق را در رگ ما روانه کنآینه صبوح را ترجمه شبانه کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1821
اگلی نظمسیر نمیشوم ز تو نیست جز این گناه منسیر مشو ز رحمتم ای دو جهان پناه منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1823