رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 561غزل شمارهٔ 561شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: ریچهمیشودصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںطوطی جان مست من از شکری چه میشودزهره می پرست من از قمری چه میشود22نقل کریںبحر دلم که موج او از فلک نهم گذشتخیره بماندهام که او از گهری چه میشود33نقل کریںباغ دلم که صد ارم در نظرش بود عدمنرگس تازه خیره شد کز شجری چه میشود44نقل کریںجان سپهست و من علم جان سحرست و من شبماین دل آفتاب من هر سحری چه میشود55نقل کریںدل شده پاره پارهها در نظر و نظارههاکاین همه کون هر زمان از نظری چه میشود66نقل کریںاز غلبات عشق او عقل چه شور میکندوز لمعان جان او جانوری چه میشود77نقل کریںمن همگی چو شیشهام شیشهگریست پیشهامآه که شیشهٔ دلم از حجری چه میشود88نقل کریںباخبران و زیرکان گرچه شوند لعل کانبی خبرند از این کز او بیخبری چه میشود99نقل کریںاز تبریز شمس دین راست شود دل و نظرآن نظر خوش از کژ و کژنگری چه میشود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودچونک جمال این بود رسم وفا چرا بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 560اگلی نظمخیال ترک من هر شب صفات ذات من گرددکه نفی ذات من در وی همی اثبات من گرددرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 562◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعاشق دلبر مرا شرم و حیا چرا بودچونک جمال این بود رسم وفا چرا بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 560
اگلی نظمخیال ترک من هر شب صفات ذات من گرددکه نفی ذات من در وی همی اثبات من گرددرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 562