صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 2465

غزل شمارهٔ 2465

شاعر: رومی

وزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)

قافیہ: انکنی

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
Toggle stanza 1
11
آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی
و آن شه بی‌نشانه را جلوه دهی نشان کنی

You have come in order to expound my secret to all, to reveal and indicate that signless king.

22
دوش خیال مست تو آمد و جام بر کفش
گفتم می نمی‌خورم گفت مکن زیان کنی

Last night your drunken fantasy came cup in hand. I said, “I will not drink wine”; it said, “Do not, the more loss to you.”

33
گفتم ترسم ار خورم شرم بپرد از سرم
دست برم به جعد تو باز ز من کران کنی

I said, “I fear if I drink, shame will fly from my head; I will reach out to your curls, and you will withdraw from me.”

44
دید که ناز می‌کنم گفت بیا عجب کسی
جان به تو روی آورد روی بدو گران کنی

It saw that I was making airs and said, “Come, it is astonishing that when someone offers you his soul, you should frown on him.

55
با همگان پلاس و کم با چو منی پلاس هم
خاصبک نهان منم راز ز من نهان کنی

“With all you are deceit and cheating; with the like of me would you be the cheat too? I am the provost of secrets; do you hide a secret from me?

66
گنج دل زمین منم سر چه نهی تو بر زمین
قبله آسمان منم رو چه به آسمان کنی

“I am the treasure of the heart of earth; why do you lay your head on the earth? I am the qibla of heaven; why do you turn your face to heaven?

77
سوی شهی نگر که او نور نظر دهد تو را
ور به ستیزه سر کشی روز اجل چنان کنی

“Look at the king who gives you the {light} of vision; if you angrily turn your head away, you will do the same on the day of death.

88
رنگ رخت که داد رو زرد شو از برای او
چون ز پی سیاهه‌ای روی چو زعفران کنی

“Be pale of cheek for him who gave you the color of your cheeks; why do you saffron your face for the sake of a shadow?

99
همچو خروس باش نر وقت شناس و پیش رو
حیف بود خروس را ماده چو ماکیان کنی

“Be like a cock, time-aware and leader; it would be a pity to make your cock into a hen.

1010
کژ بنشین و راست گو راست بود سزا بود
جان و روان تو منم سوی دگر روان کنی

“Sit crookedly but tell the truth; truth has its reward. I am your soul and spirit—do you depart to another?

1111
گر به مثال اقرضوا قرض دهی قراضه‌ای
نیم قراضه قلب را گنج کنی و کان کنی

“If like Lend, you lend [God] a clipping, you will turn half a clipping of counterfeit into a treasure and mine;

1212
ور دو سه روز چشم را بند کنی به‌اتّقوا
چشمه چشم حس را بحر در عیان کنی

“And if for two or three days you bandage your eyes with Fear God, you will make the fountain of your sensible eye into a sea of the pearl of vision.

1313
ور به نشان ما روی راست چو تیر ساعتی
قامت تیر چرخ را بر زه خود کمان کنی

“If for a moment you go straight as an arrow at my target, you will make the shaft of the arrow of heaven a bow for your string.

1414
بهتر از این کرم بود جرم تو را گنه تو را
شرح کنم که پیش من بر چه نمط فغان کنی

“Is there any generosity better than this, that with your sins and guilt I should expound how you should lament before me?

1515
بس که نگنجد آن سخن کو بنبشت در دهان
گر همه ذره ذره را بازکشی دهان کنی

“Enough for those words which will be written are not contained in the mouth; if you were to open every atom, you could make a mouth.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

هر طربی که در جهان گشت ندیم کهتری

می‌برمد از او دلم چون دل تو ز مقذری

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2464

اگلی نظم

ای که به لطف و دلبری از دو جهان زیاده‌ای

ای که چو آفتاب و مه دست کرم گشاده‌ای

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2466

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00