رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1601غزل شمارهٔ 1601شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)قافیہ: انبرخاستیمصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبار دیگر از دل و از عقل و جان برخاستیمیار آمد در میان ما از میان برخاستیم22نقل کریںاز فنا رو تافتیم و در بقا دربافتیمبینشان را یافتیم و از نشان برخاستیم33نقل کریںگرد از دریا برآوردیم و دود از نه فلکاز زمان و از زمین و آسمان برخاستیم44نقل کریںهین که مستان آمدند و راه را خالی کنیدنی غلط گفتم ز راه و راهبان برخاستیم55نقل کریںآتش جان سر برآورد از زمین کالبدخاست افغان از دل و ما چون فغان برخاستیم66نقل کریںکم سخن گوییم وگر گوییم کم کس پی بردباده افزون کن که ما با کم زنان برخاستیم77نقل کریںهستی است آن زنان و کار مردان نیستی استشکر کاندر نیستی ما پهلوان برخاستیم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز شهنشه شمس دین من ساغری را یافتمدر درون ساغرش چشمه خوری را یافتمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1600اگلی نظممی بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیامگر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1602◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز شهنشه شمس دین من ساغری را یافتمدر درون ساغرش چشمه خوری را یافتمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1600
اگلی نظممی بسازد جان و دل را بس عجایب کان صیامگر تو خواهی تا عجب گردی عجایب دان صیامرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1602