رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 477غزل شمارهٔ 477شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: اتستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںز آفتاب سعادت مرا شراباتستکه ذرههای تنم حلقه خراباتست22نقل کریںصلای چهره خورشید ما که فردوسستصلای سایه زلفین او که جناتست33نقل کریںبه آسمان و زمین لطف ایتیا فرمودکه آسمان و زمین مست آن مراعاتست44نقل کریںز هست و نیست برونست تختگاه ملکهزار ساله از آن سوی نفی و اثباتست55نقل کریںهزار در ز صفا اندرون دل بازستشتاب کن که ز تأخیرها بس آفاتست66نقل کریںحیاتهای حیات آفرین بود آن جااز آنک شاه حقایق نه شاه شهماتست77نقل کریںز نردبان درون هر نفس به معراجندپیالههای پر از خون نگر که آیاتست88نقل کریںدر آن هوا که خداوند شمس تبریزیستنه لاف چرخه چرخست و نی سماواتست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبخند بر همه عالم که جای خنده تو راستکه بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 476اگلی نظموجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 478◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبخند بر همه عالم که جای خنده تو راستکه بندهٔ قد و ابروی تست هر کژ و راسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 476
اگلی نظموجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 478