رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 554غزل شمارهٔ 554شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: سیچهمیشودصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںاین رخ رنگ رنگ من هر نفسی چه میشودبی هوسی مکن ببین کز هوسی چه میشود22نقل کریںدزد دلم به هر شبی در هوس شکرلبیدر سر کوی شب روان از عسسی چه میشود33نقل کریںهیچ دلی نشان دهد هیچ کسی گمان بردکاین دل من ز آتش عشق کسی چه میشود44نقل کریںآن شکر چو برف او وان عسل شگرف اواز سر لطف و نازکی از مگسی چه میشود55نقل کریںعشق تو صاف و سادهای بحر صفت گشادهایچونک در آن همیفتد خار و خسی چه میشود66نقل کریںاز تبریز شمس دین دست دراز میکندسوی دل و دل من از دسترسی چه میشود◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 553اگلی نظمچونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کندنیست عجب که از جنون، صد چو مرا چنین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 555◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبافسر آریاعلیرضا بخشی زاده روشنفکرعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیهمگان به سر شود، بیتو به سر نمیشودداغِ تو دارد این دلم، جای دگر نمیشودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 553
اگلی نظمچونک جمال حسن تو، اسبِ شکار زین کندنیست عجب که از جنون، صد چو مرا چنین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 555