رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2863غزل شمارهٔ 2863شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یزیصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںوقت آن شد که بدان روح فزا آمیزیمرغ زیرک شوی و خوش به دو پا آویزی2نقل کریںسینه بگشا چو درختان به سوی باد بهارز آنک زهر است تو را باد روی پاییزی3نقل کریںبه شکرخنده معنی تو شکر شو همگیدر صفات ترشی خواجه چرا بستیزی4نقل کریںزیر دیوار وجود تو توی گنج گهرگنج ظاهر شود ار تو ز میان برخیزی5نقل کریںآن قراضه ازلی ریخته در خاک تن استکو قراضه تک غلبیر تو گر میبیزی6نقل کریںتیغ جانی تو برآور ز نیام بدنتکه دو نیمه کند او قرص قمر از تیزی7نقل کریںتیغ در دست درآ در سر میدان ابداز شب و روز برون تاز چو بر شبدیزی8نقل کریںآب حیوان بکش از چشمه به سوی دل خودز آنک در خلقت جان بر مثل کاریزی9نقل کریںور نتانی بگریز آ بر شه شمس الدینکو به جان هست ز عرش و به بدن تبریزی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمهله هشدار که با بیخبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2862اگلی نظمبه شکرخنده اگر میببرد دل ز کسیمیدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2864آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمهله هشدار که با بیخبران نستیزیپیش مستان چنان رطل گران نستیزیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2862
اگلی نظمبه شکرخنده اگر میببرد دل ز کسیمیدهد در عوضش جان خوشی بوالهوسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2864