رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 490غزل شمارهٔ 490شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: هتوستصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمرا چو زندگی از یاد روی چون مه توستهمیشه سجده گهم آستان خرگه توست22نقل کریںبه هر شبی کشدم تا به روز زنده کندنوای آن سگ کو پاسبان درگه توست33نقل کریںز پیش آب و گل من بدید روح تو راخرد بگفت که سجده کنش که او شه توست44نقل کریںسجود کرد و در آن سجده ماند تا به ابدنهاده روی بر آن خاک خوش که او ره توست55نقل کریںچه باشدت اگر این شوره خاک را که منمبه نعل بازنوازی که آن گذرگه توست66نقل کریںایا دو دیده تبریز شمس دین به حقتو کهربای دلی دل به عاشقی که توست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟برون شیشه ز حال درون شیشه گواسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 489اگلی نظمجهان و کار جهان سر به سر اگر بادستچرا ز باد مکافات داد و بیدادسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 491◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر تو مست وصالی، رخ تو ترش چراست؟برون شیشه ز حال درون شیشه گواسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 489
اگلی نظمجهان و کار جهان سر به سر اگر بادستچرا ز باد مکافات داد و بیدادسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 491