رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 613غزل شمارهٔ 613شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: رامدصنف: غزلصداکاران: عندلیب، نازنین بازیانآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای خواجه بازرگان از مصر شکر آمدوان یوسف چون شکر ناگه ز سفر آمد22نقل کریںروح آمد و راح آمد معجون نجاح آمدور چیز دگر خواهی آن چیز دگر آمد33نقل کریںآن میوه یعقوبی وان چشمه ایوبیاز منظره پیدا شد هنگام نظر آمد44نقل کریںخضر از کرم ایزد بر آب حیاتی زدنک زهره غزل گویان در برج قمر آمد55نقل کریںآمد شه معراجی شب رست ز محتاجیگردون به نثار او با دامن زر آمد66نقل کریںموسی نهان آمد صد چشمه روان آمدجان همچو عصا آمد تن همچو حجر آمد77نقل کریںزین مردم کارافزا زین خانه پرغوغاعیسی نخورد حلوا کاین آخور خر آمد88نقل کریںچون بسته نبود آن دم در شش جهت عالمدر جستن او گردون بس زیر و زبر آمد99نقل کریںآن کو مثل هدهد بیتاج نبد هرگزچون مور ز مادر او بربسته کمر آمد1010نقل کریںدر عشق بود بالغ از تاج و کمر فارغکز کرسی و از عرشش منشور ظفر آمد1111نقل کریںباقیش ز سلطان جو سلطان سخاوت خوزو پرس خبرها را کو کان خبر آمد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 612اگلی نظمآن بنده آواره بازآمد و بازآمدچون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 614◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبنازنین بازیانآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبگذشت مه روزه عید آمد و عید آمدبگذشت شب هجران معشوق پدید آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 612
اگلی نظمآن بنده آواره بازآمد و بازآمدچون شمع به پیش تو در سوز و گداز آمدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 614