رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2505غزل شمارهٔ 2505شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: انه ای ساقیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںچو بی گه آمدی باری درآ مردانه ای ساقیبپیما پنج پیمانه به یک پیمانه ای ساقی2نقل کریںز جام باده عرشی حصار فرش ویران کنپس آنگه گنج باقی بین در این ویرانه ای ساقی3نقل کریںاگر من بشکنم جامی و یا مجلس بشورانممگیر از من منم بیدل توی فرزانه ای ساقی4نقل کریںچو باشد شیشه روحانی ببین باده چه سان باشدبگویم از کی میترسم توی در خانه ای ساقی5نقل کریںدر آب و گل بنه پایی که جان آب است و تن چون گلجدا کن آب را از گل چو کاه از دانه ای ساقی6نقل کریںز آب و گل بود این جا عمارتهای کاشانهخلل از آب و گل باشد در این کاشانه ای ساقی7نقل کریںزهی شمشیر پرگوهر که نامش باده و ساغرتوی حیدر ببر زوتر سر بیگانه ای ساقی8نقل کریںیکی سر نیست عاشق را که ببریدی و آسودیببر هر دم سر این شمع فراشانه ای ساقی9نقل کریںنمیتانم سخن گفتن به هشیاری خرابم کناز آن جام سخن بخش لطیف افسانه ای ساقی10نقل کریںسقاهم ربهم گاهی کند دیوانه را عاقلگهی باشد که عاقل را کند دیوانه ای ساقی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بیخویشیکله جویی نیابی سر چه شیرین است بیخویشیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2504اگلی نظممبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانیبه بوسیدن چنان دستی ز شاهنشاه سلطانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2506آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بیخویشیکله جویی نیابی سر چه شیرین است بیخویشیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2504
اگلی نظممبارک باشد آن رو را بدیدن بامدادانیبه بوسیدن چنان دستی ز شاهنشاه سلطانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2506