صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »دیوان شمس
  3. »غزلیات
  4. »غزل شمارهٔ 294

غزل شمارهٔ 294

شاعر: رومی

وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

قافیہ: اناب

صنف: غزل

انگریزی ترجمہ: آربری
صداکار: پری ساتکنی عندلیب
Toggle stanza 1
11
بریده شد از این جوی جهان آب
بهارا بازگرد و وارسان آب

The water has been cut off from this world’s river; O springtide, return and bring back the water!—

22
از آن آبی که چشمه خضر و الیاس
ندیدست و نبیند آن چنان آب

Of that water whose like the fountain of Khid.ar and Ily¯as never saw and will never see.

33
زهی سرچشمه‌ای کز فر جوشش
بجوشد هر دمی از عین جان آب

Glorious fountain, through the splendour of whose gushing every moment water bubbles up from the well of the soul.

44
چو باشد آب‌ها نان‌ها برویند
ولی هرگز نرست ای جان ز نان آب

When waters exist, loaves grow; but never, my soul, did water grow from loaf.

55
برای لقمه‌ای نان چون گدایان
مریز از روی فقر ای میهمان آب

O guest, do not beggarlike shed the water from the face of poverty for the sake of a morsel of bread.

66
سراسر جمله عالم نیم لقمه‌ست
ز حرص نیم لقمه شد نهان آب

The entire world from end to end is but half a morsel; because of greed for half a morsel, the water vanished.

77
زمین و آسمان دلو و سبویند
برون‌ست از زمین و آسمان آب

Earth and heaven are bucket and pitcher; water is outside earth and heaven.

88
تو هم بیرون رو از چرخ و زمین زود
که تا بینی روان از لامکان آب

Do you also speed forth from heaven and earth, that you may behold water flowing from placelessness,

99
رهد ماهی جان تو از این حوض
بیاشامد ز بحر بی‌کران آب

That the fish of your soul may escape from this pool, and sip water from the boundless sea.

1010
در آن بحری که خضرانند ماهی
در او جاوید ماهی جاودان آب

In that sea whose fishes are all Khid.ars, therein the fish is immortal, immortal the water.

1111
از آن دیدار آمد نور دیده
از آن بام‌ست اندر ناودان آب

From that vision came the light of the eye, from that roof is the water in the spout;

1212
از آن باغ‌ست این گل‌های رخسار
از آن دولاب یابد گلستان آب

From that garden are these roses of the cheeks, from that waterwheel the rosebower obtains water;

1313
از آن نخل‌ست خرماهای مریم
نه ز اسباب‌ست و زین ابواب آن آب

From that date-tree are the dates of Mary. That water derives not from secondary causes and suchlike things.

1414
روان و جانت آنگه شاد گردد
کز این جا سوی تو آید روان آب

Your soul and spirit will then become truly happy, when the water comes flowing towards you from hence.

1515
مزن چوبک دگر چون پاسبانان
که هست این ماهیان را پاسبان آب

Shake no more your rattle like a nightwatchman, for the water itself is the guardian of these fishes.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مهمان توام ای جان زنهار مخسب امشب

ای جان و دل مهمان زنهار مخسب امشب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 293

اگلی نظم

الا ای روی تو صد ماه و مهتاب

مگو شب گشت و بی‌گه گشت بشتاب

رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 295

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00