رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1385غزل شمارهٔ 1385شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: یکیشومصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںبس جهد میکردم که من آیینهٔ نیکی شومتو حکم میکردی که من خمخانهٔ سیکی شوم22نقل کریںخمخانهٔ خاصان شدم، دریای غوّاصان شدمخورشید بینقصان شدم تا طبّ تشکیکی شوم33نقل کریںنقش ملایک ساختی، بر آب و گل افراختیدورم بدان انداختی کاکسیر نزدیکی شوم44نقل کریںهاروتیی افروختی، پس جادویش آموختیزآنم چنین میسوختی تا شمع تاریکی شوم55نقل کریںترکی همه ترکی کند، تاجیک تاجیکی کندمن ساعتی ترکی شوم، یک لحظه تاجیکی شوم66نقل کریںگه تاج سلطانان شوم، گه مکر شیطانان شومگه عقل چالاکی شوم، گه طفل چالیکی شوم77نقل کریںخون روی را ریختم، با یوسفی آمیختمدر روی او سرخی شوم، در موش باریکی شوم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنماز من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1384اگلی نظمآمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیمتا بختِ در رو خفته را، چون بخت سروْ اِستان کنیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1386◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعشقا، تو را قاضی برم کاشکستیم همچون صنماز من نخواهد کس گوا که شاهدم، نی ضامنمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1384
اگلی نظمآمد بهار ای دوستان، منزل به سروستان کنیمتا بختِ در رو خفته را، چون بخت سروْ اِستان کنیمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1386