رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2470غزل شمارهٔ 2470شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: قیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںجان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقیعشق پرست ای پسر باد هواست مابقی2نقل کریںاز می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشمپای بنه در آتشم چند از این منافقی3نقل کریںاز سوی چرخ تا زمین سلسلهای است آتشینسلسله را بگیر اگر در ره خود محققی4نقل کریںعشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بودسلسله را زبون بود نی به طریق احمقی5نقل کریںعشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسررو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی6نقل کریںراه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بودطاقت تو که را بود کآتش تیز مطلقی7نقل کریںجان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کنمست کن و بیافرین بازنمای خالقی8نقل کریںیک نفسی خموش کن در خمشی خروش کنوقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی9نقل کریںبیدل و جان سخنوری شیوه گاو سامریراست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآه خجسته ساعتی که صنما به من رسیپاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2469اگلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآه خجسته ساعتی که صنما به من رسیپاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2469
اگلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471