رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2470غزل شمارهٔ 2470شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: قیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںجان به فدای عاشقان خوش هوسی است عاشقیعشق پرست ای پسر باد هواست مابقی22نقل کریںاز می عشق سرخوشم آتش عشق مفرشمپای بنه در آتشم چند از این منافقی33نقل کریںاز سوی چرخ تا زمین سلسلهای است آتشینسلسله را بگیر اگر در ره خود محققی44نقل کریںعشق مپرس چون بود عشق یکی جنون بودسلسله را زبون بود نی به طریق احمقی55نقل کریںعشق پرست ای پسر عشق خوش است ای پسررو که به جان صادقان صاف و لطیف و صادقی66نقل کریںراه تو چون فنا بود خصم تو را کجا بودطاقت تو که را بود کآتش تیز مطلقی77نقل کریںجان مرا تو بنده کن عیش مرا تو زنده کنمست کن و بیافرین بازنمای خالقی88نقل کریںیک نفسی خموش کن در خمشی خروش کنوقت سخن تو خامشی در خمشی تو ناطقی99نقل کریںبیدل و جان سخنوری شیوه گاو سامریراست نباشد ای پسر راست برو که حاذقی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمآه خجسته ساعتی که صنما به من رسیپاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2469اگلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمآه خجسته ساعتی که صنما به من رسیپاک و لطیف همچو جان صبحدمی به تن رسیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2469
اگلی نظمسوخت یکی جهان به غم آتش غم پدید نیصورت این طلسم را هیچ کسی بدید نیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2471