رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2396غزل شمارهٔ 2396شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)قافیہ: لمنهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای پاک از آب و از گل پایی در این گلم نهبیدست و دل شدستم دستی بر این دلم نه22نقل کریںمن آب تیره گشته در راه خیره گشتهاز ره مرا برون بر در صدر منزلم نه33نقل کریںکارم ز پیچ زلفت شوریده گشت و مشکلشوریده زلف خود را بر کار مشکلم نه44نقل کریںهر حاصلی که دارم بیحاصلی است بیتوسیلاب عشق خود را بر کار و حاصلم نه55نقل کریںخواهی که گرد شمعم پروانه روح باشدزان آتشی که داری بر شمع قابلم نه66نقل کریںچون رشته تبم من با صد گره ز زلفتهمچون گره زمانی بر زلف سلسلم نه77نقل کریںاز چشم توست جانا پرسحر چاه بابلسحری بکن حلالی در چاه بابلم نه88نقل کریںگفتی الست زان دم حاصل شدهست جانمتعویذ کن بلی را بر جان حاملم نه99نقل کریںکی باشد آن زمانی کان ابر را برانیگویی بیا و رخ را بر ماه کاملم نه1010نقل کریںای شمس حق تبریز ار مقبل است جانماقبال وصل خود را بر جان مقبلم نه◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدیدم نگار خود را میگشت گرد خانهبرداشته ربابی میزد یکی ترانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2395اگلی نظمای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رستهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمدیدم نگار خود را میگشت گرد خانهبرداشته ربابی میزد یکی ترانهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2395
اگلی نظمای گرد عاشقانت از رشک تخته بستهوی جمله عاشقانت از تخت و تخته رستهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2397