رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 916غزل شمارهٔ 916شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ویدہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکاران: عندلیب و دیگرآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدرخت و برگ برآید ز خاک این گویدکه «خواجه هر چه بکاری تو را همان روید»2نقل کریںتو را اگر نفسی ماند جز که عشق مکارکه چیست قیمت مردم؟ هر آنچ میجوید3نقل کریںبشو دو دست ز خویش و بیا به خوان بنشینکه آب بهر وی آمد که دست و رو شوید4نقل کریںزهی سلیم که معشوق او به خانه اوستبه سوی خانه نیاید؛ گزاف میپوید5نقل کریںبه سوی مریم آید دوانه گر عیسیستوگر خر است بهل تا کمیز خر بوید6نقل کریںکسی که همره ساقیست چون بود هشیار؟چرا نباشد لمتر؟ چرا نیفزوید؟7نقل کریںکسی که کان عسل شد ترش چرا باشد؟کسی که مرده ندارد بگو چرا موید؟8نقل کریںتو را بگویم پنهان که گل چرا خنددکه گلرخیش به کف گیرد و بینبوید9نقل کریںبگو غزل که به صد قرن خلق این خوانندنسیج را که خدا بافت آن نفرسوید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبیا که ساقی عشق شرابباره رسیدخبر ببر بر بیچارگان که چاره رسیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 915اگلی نظمبه یارکان صفا جز می صفا مدهیدچو میدهید بدیشان جدا جدا مدهیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 917زمینہم وزن و قافیہ نظمیںکه با تو حرف شهیدان عشق میگویدکه خون شبنم از آفتاب میجویدصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 4033آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبمحسن لیلهکوهیعلیرضا بخشی زاده روشنفکرهانیه سلیمیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبیا که ساقی عشق شرابباره رسیدخبر ببر بر بیچارگان که چاره رسیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 915
اگلی نظمبه یارکان صفا جز می صفا مدهیدچو میدهید بدیشان جدا جدا مدهیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 917