رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2086غزل شمارهٔ 2086شاعر: رومیوزن: فاعلاتن فاعلن فاعلاتن فاعلنقافیہ: انصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںمن کجا بودم عجب بیتو این چندین زماندر پی تو همچو تیر در کف تو چون کمان22نقل کریںتو مرا دستور ده تا بگویم حال دهگرچه ازرق پوش شد شیخ ما چون آسمان33نقل کریںبرگشا این پرده را تازه کن پژمرده راتا رود خاکی به خاک تا روان گردد روان44نقل کریںمن کجا بودم عجب غایب از سلطان خویشساعتی ترسان چو دزد ساعتی چون پاسبان55نقل کریںگه اسیر چار و پنج گه میان گنج و رنجسود من بیروی تو بد زیان اندر زیان66نقل کریںور تو ای استاسرا متهم داری مراروی زرد و چشم تر میدهد از دل نشان77نقل کریںرحم را سیلاب برد یا نکوکاری بمردای زده تیر جفا ای کمان کرده نهان88نقل کریںای همه کردی ولی برنگشت از تو دلیای جفا و جور تو به ز لطف دیگران99نقل کریںباری این دم رستهام با تو درپیوستهامای سبک روح جهان درده آن رطل گران1010نقل کریںواخرم یک بارگی از غم و بیچارگیسیرم از غمخوارگی منت غمخوارگان1111نقل کریںمست جام حق شوم فانی مطلق شومپر برآرم در عدم برپرم در لامکان1212نقل کریںجان بر جانان رود گوش و هوشم نشنودبینی هر قلتبوز و چربک هر قلتبان1313نقل کریںهمچو ذره مر مرا رقص باره کردهایپای کوبان پای کوب جان دهم ای جان جان1414نقل کریںای عجب گویم دگر باقیات این خبرنی خمش کردم تو گوی مطرب شیرین زبان1515نقل کریںاقتلونی یا ثقات ان فی قتلی حیاتو الحیات فی الممات فی صبابات الحسان1616نقل کریںقد هدانا ربنا من سقام طبناقد قضی ما فاتنا نعم هذا المستعان1717نقل کریںآقچالار دور گؤزلری، خوش نسا اول قاشلاریاؤلدیرهریز سواری، کیمدیر اول آلپَرسلان1818نقل کریںنورکم فی ناظری حسنکم فی خاطریان ربی ناصری رب زد هذا القرآن1919نقل کریںدب طیف فی الحشا نعم ماش قد مشاقد سقانا ما یشا فی کأس کالجفان2020نقل کریںارفضوا هذا الفراق و اکرموا بالاعتناقو ارغبوا فی الاتفاق و افتحوا باب الجنان2121نقل کریںوقت عشرت هر کسی گوشه خلوت رودعشرت و شرب مرا مینباید شد نهان2222نقل کریںاز کف این نیکبخت میخورم همچون درختور نه من سرسبز چون میروم مست و جوان2323نقل کریںچون سنان است این غزل در دل و جان دغلبیشتر شد عیب نیست این درازی در سنان2424نقل کریںفاعلاتن فاعلات فاعلاتن فاعلاتشمس تبریزی توی هم شه و هم ترجمان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه صلح آمد آن ترک تند عربده کنگرفت دست مرا گفت تکری یرلغسنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2085اگلی نظمبگویم مثالی از این عشق سوزانیکی آتشی در نهانم فروزانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2087◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه صلح آمد آن ترک تند عربده کنگرفت دست مرا گفت تکری یرلغسنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2085