رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2582غزل شمارهٔ 2582شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعیلن مفعول مفاعیلن (هزج مثمن اخرب)قافیہ: تستیصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںخواهم که روم زین جا پایم بگرفتهستیدل را بربودهستی در دل بنشستهستی22نقل کریںسر سخرهٔ سودا شد دل بیسر و بیپا شدزان مه که نمودهستی زان راز که گفتهستی33نقل کریںبرپر به پر ِ روزه زین گنبد پیروزهای آنک در این سودا بس شب که نخفتهستی44نقل کریںچون دید که میسوزم گفتا که قلاوزمراهیت بیاموزم کان راه نرفتهستی55نقل کریںمن پیش توام حاضر گرچه پس دیواریمن خویش توام گرچه با جور تو جُفت استی66نقل کریںای طالبِ خوشجمله من راست کنم جملههر خواب که دیدهستی هر دیگ که پختهستی77نقل کریںآن یار که گم کردی عمری است کز او فردیبیرونْش بجُستهستی در خانه نجُستهستی88نقل کریںاین طرفه که آن دلبر با توست در این جستندست تو گرفتهست او هرجاکه بگشتهستی99نقل کریںدر جستن او با او همره شده و میجوای دوست ز پیدایی گویی که نهفتهستی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای سوخته یوسف در آتش یعقوبیگه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2581اگلی نظمآمد مه ما مستی دستی فلکا دستیمن نیست شدم باری در هست یکی هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2583◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای سوخته یوسف در آتش یعقوبیگه بیت و غزل گویی گه پای عمل کوبیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2581
اگلی نظمآمد مه ما مستی دستی فلکا دستیمن نیست شدم باری در هست یکی هستیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2583