رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2255غزل شمارهٔ 2255شاعر: رومیوزن: فعلاتن مفاعلن فعلاتن مفاعلنقافیہ: وصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبنشسته به گوشهای دو سه مست ترانه گوز دل و جان لطیفتر شده مهمان عنده2نقل کریںز طرب چون حشر شود سرشان مستتر شودفتد از جنگ و عربده سر مستان میان کو3نقل کریںز اشارات روحشان ز صباح و صبوحشانعسل و می روان شود به چپ و راست جوی جو4نقل کریںنفسیشان معانقه نفسیشان معاشقهنفسی سجده طرب نفسی جنگ و گفت و گو5نقل کریںنفسی یار قندلب شکرین شکرنسببه چنین حال بوالعجب تو از ایشان ادب مجو6نقل کریںبه خدا خوب ساقیی که وفادار و باقییبه حلیمی گناه جو به طبیعت نشاط خو7نقل کریںقدحی دو ز دست خود بده ای جان به مست خودهله تا راز آسمان شنوی جمله مو به مو8نقل کریںتو بر او ریز جام می که حجاب وی است ویهله تا از سعادتت برهد اوی او ز او9نقل کریںچو خرد غرق باده شد در دولت گشاده شدسر هر کیسه کرم بگشاید که انفقوا10نقل کریںبهل آن پوست، مغز بین صنم خوب نغز بینهله بردار ابر را ز رخ ماه تو به تو11نقل کریںپس از این جمله آبها نرود جز بجوی مامن سرمست میکشم ز فراتش سبو سبو12نقل کریںمن و دلدار نازنین خوش و سرمست همچنینبه گلستان جان روان ز گلستان رنگ و بو13نقل کریںنظری کن به چشم او به جمال و کرشم اونظری کن به خال او به حق صحبت ای عمو14نقل کریںتو اگر در فرح نهای که حریف قدح نهایچه برد طفل از لبش چو بود مست لبلبو15نقل کریںچو شدی محرم فلک سبک ای یار بانمکبنگر ذره ذره را زده زیر بغل کدو16نقل کریںچو تف آفتاب زد ره ذرات بیعددبشکافید پرده شان نپذیرد دگر رفو17نقل کریںبه لبانت ز دست شد سر او باز مست شدزند او باز این زمان چو کبوتر بقوبقو18نقل کریںتو بخسپی و عشق و دل گذران بی ز غش و غلز ره خواب بر فلک خوش و سرمست دو به دو19نقل کریںبخورند از نخیل جان که ندیدهست انس و جانرطب و تمر نادری که نگنجد در این گلو20نقل کریںکه ابیت بمهجتی شرفا عند سیدیز طعام و شراب حق بخورم اندر آن غلو21نقل کریںهله امشب به خانه رو که دل مست شد گروچو شود روز خوش بیا شنو این را تمام تو22نقل کریںتو بگو باقی غزل که کند در همه عملکه توی عشق و عشق را نبود هیچ کس عدو23نقل کریںتو بگو کآب کوثری خوش و نوش و معطریهمه را سبز کن طری و ز پژمردگی بشو◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمدل من دل من دل من بر تورخ تو رخ تو رخ بافر تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2254اگلی نظمبه قرار تو او رسد که بود بیقرار توکه به گلزار تو رسد دل خسته به خار تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2256آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
اگلی نظمبه قرار تو او رسد که بود بیقرار توکه به گلزار تو رسد دل خسته به خار تورومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2256