رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 479غزل شمارهٔ 479شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: یناستہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںستیزه کن که ز خوبان ستیزه شیرینستبهانه کن که بتان را بهانه آیینست22نقل کریںاز آن لب شکرینت بهانههای دروغبه جای فاتحه و کاف و ها و یاسین است33نقل کریںوفا طمع نکنم زانک جور خوبان راطبیعت است و سرشت است و عادت و دینست44نقل کریںاگر ترش کنی و رو ز ما بگردانیبه قاصد است و به مکر است و آن دروغینست55نقل کریںز دست غیر تو اندر دهان من حلوابه جان پاک عزیزان که گرز رویینست66نقل کریںهزار وعده ده آنگه خلاف کن همه راکه آن سراب که ارزد صد آب خوش اینست77نقل کریںزر او دهد که رخش از فراق همچو زر استچرا دهد زر و سیم آن پری که سیمینست88نقل کریںجواب همچو شکر او دهد که محتاج استجواب تلخ تو را صد هزار تمکینست99نقل کریںجمال و حسن تو گنج است و خوی بد چون ماربقای گنج تو بادا که آن برونینست1010نقل کریںقماش هستی ما را به ناز خویش بسوزکه آن زکات لطیفت نصیب مسکینست1111نقل کریںبرون در همه را چون سگان کو بنشانکه در شرف سر کوی تو طور سینینست1212نقل کریںخورند چوب خلیفه شهان چو شاه شوندجفای عشق کشیدن فن سلاطین است1313نقل کریںامام فاتحه خواند ملک کند آمینمرا چو فاتحه خواندم امید آمینست1414نقل کریںهر آن فریب کز اندیشه تو میزایدهزار گوهر و لعلش بها و کابینست1515نقل کریںچنانک مدرسه فقه را برون شوها استبدانک مدرسه عشق را قوانینست1616نقل کریںخمش کنیم که تا شرح آن بگوید شاهکه زنده شخص جهان زان گزیده تلقینست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظموجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 478اگلی نظمبه حق آن که در این دل به جز ولای تو نیستولی او نشوم کو ز اولیای تو نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 480◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںثبات دولت خوبی ز کوه تمکین استحصار عافیت باغ، گوش سنگین استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1737رکاب عزم تو در دست خواب سنگین استوگرنه توسن فرصت همیشه در زین استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1738◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظموجود من به کف یار جز که ساغر نیستنگاه کن به دو چشمم اگرت باور نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 478
اگلی نظمبه حق آن که در این دل به جز ولای تو نیستولی او نشوم کو ز اولیای تو نیسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 480
رکاب عزم تو در دست خواب سنگین استوگرنه توسن فرصت همیشه در زین استصائب»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1738