رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2550غزل شمارهٔ 2550شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: ونیہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںیکی دودی پدید آمد سحرگاهی به هامونیدل عشاق چون آتش تن عشاق کانونی22نقل کریںبیا بخرام و دامن کش در آن دود و در آن آتشکه میسوزد در آن جا خوش به هر اطراف ذاالنونی33نقل کریںچو شمعی برفروزی تو ایا اقبال و روزی توچو چونی را بسوزی تو درآید جان بیچونی44نقل کریںنیاید جز ز مه رویی طواف برجها کردنکه مادون را رها کردن نباشد کار هر دونی55نقل کریںبرو تو دست اندازان به سوی شاه چون بارانببینی بحر را تازان در آن بحر پر از خونی66نقل کریںچه لاله است و گل و ریحان از آن خون رسته در بستانببینی و بشوید جان دو دست خود به صابونی77نقل کریںچو دررفتی در آن مخزن منزه از در و روزنچو عیسی سوزنت گردد حجب چون گنج قارونی88نقل کریںببینی شاه قدوسی بیابی بیدهن بوسیز سر خضر چون موسی شوی در فقر هارونی99نقل کریںچو آبی ساکن و خفته و چون موجی برآشفتهبه بحر کم زنان رفته شده اندر کم افزونی1010نقل کریںچو اندر شه نظر کردی ز مستی آن چنان گردیکه گویی تو مگر خوردی هزاران رطل افیونی1111نقل کریںچو دیدی شمس تبریزی ز جان کردی شکرریزیدر آن دم هر دو جا باشی درون مصر و بیرونی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمچو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانیصلا ای کهنه اسلامان به مهمانی به مهمانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2549اگلی نظمدلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینیچراغ افروز عشاقی تو یا خورشیدآیینیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2551◆زمینہم وزن و قافیہ نظمیںبه خاک ناامیدی نیست چون من خفته در خونیزمین چاره تنگ و بر سر افتادهست گردونیبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2784◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمچو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانیصلا ای کهنه اسلامان به مهمانی به مهمانیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2549
اگلی نظمدلی یا دیده عقلی تو یا نور خدابینیچراغ افروز عشاقی تو یا خورشیدآیینیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2551
به خاک ناامیدی نیست چون من خفته در خونیزمین چاره تنگ و بر سر افتادهست گردونیبیدل دهلوی»غزلیات»غزل شمارهٔ 2784