رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1993غزل شمارهٔ 1993شاعر: رومیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: تهمنصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںهیچ باشد که رسد آن شکر و پسته مننقل سازد جهت این جگر خسته من2نقل کریںدست خود بر سر من مالد از روی کرمکه تو چونی هله ای بیدل و پابسته من3نقل کریںسر گران گشته از آن باده بیساغر منزعفران کشته بدین لاله بررسته من4نقل کریںزخم بر تار تو اندرخور خود چون رانمای گسسته رگت از زخمه آهسته من5نقل کریںچون تنم جان نشود زان ابدی آب حیاتچون دلم برنجهد زان بت برجسته من6نقل کریںهله ای طیف خیالش بنشین و بشنویک زمانی سخن پخته به نبشته من7نقل کریںچون مه چارده شب را تو برآرای به حسنای به شبها و سحرها به دعا جسته من8نقل کریںچند صفها بشکستی و بدیدی همه راهیچ دیدی تو صفی چون صف اشکسته من9نقل کریںلاله زار و چمن ار چه که همه ملک وی استهوس و رغبت او بین تو به گلدسته من10نقل کریںلب ببند و قصص عشق به گوش او گویکه حریص آمد بر گفتن پیوسته من◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخوی با ما کن و با بیخبران خوی مکندم هر ماده خری را چو خران بوی مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1992اگلی نظمبشنو از بوالهوسان قصه میر عسسانرندی از حلقه ما گشت در این کوی نهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1994آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخوی با ما کن و با بیخبران خوی مکندم هر ماده خری را چو خران بوی مکنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1992
اگلی نظمبشنو از بوالهوسان قصه میر عسسانرندی از حلقه ما گشت در این کوی نهانرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1994