رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 459غزل شمارهٔ 459شاعر: رومیوزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)قافیہ: وینیستصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی، عندلیبآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںای مردهای که در تو ز جان هیچ بوی نیسترو رو که عشقِ زندهدلان مردهشوی نیست22نقل کریںماننده خزانی هر روز سردتردر تو ز سوز عشق یکی تای موی نیست33نقل کریںهرگز خزان بهار شود؟ این مجو محالحاشا بهار همچو خزان زشتخوی نیست44نقل کریںروباه لنگ رفت که بر شیر عاشقمگفتم که این به دمدمه و های هوی نیست55نقل کریںگیرم که سوز و آتش عشاق نیستتشرمت کجا شدست تو را هیچ روی نیست66نقل کریںعاشق چو اژدها و تو یک کرم نیستیعاشق چو گنجها و تو را یک تسوی نیست77نقل کریںاز من دو سه سخن شنو اندر بیان عشقگرچه مرا ز عشق سر گفت و گوی نیست88نقل کریںاول بدان که عشق نه اول نه آخرستهر سو نظر مکن که از آنسوی سوی نیست99نقل کریںگر طالب خری تو در این آخرجهانخر میطلب مسیح از این سوی جوی نیست1010نقل کریںیکتا شدست عیسی از آن خر به نور دلدل چون شکمبه پرحدث و توی توی نیست1111نقل کریںبا خر میا به میدان زیرا که خرسواراز فارسانِ حمله و چوگان و گوی نیست1212نقل کریںهندوی ساقی دل خویشم که بزم ساختتا ترک غم نتازد کامروز طوی نیست1313نقل کریںدر شهر مست آیم تا جمله اهل شهردانند کاین زهی ز گدایان کوی نیست1414نقل کریںآن عشق میفروش قیامت همیکندزان بادهای که درخور خم و سبوی نیست1515نقل کریںزان می زبان بیابد آن کس که الکنستزان می گلو گشاید آن کش گلوی نیست1616نقل کریںبس کن چه آرزوست تو را این سخنوری ؟باری مرا ز مستی آن آرزوی نیست◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز چرخ را ز مه ما تحیریستخورشید را ز غیرت رویش تغیریسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 458اگلی نظمعاشق آن قند تو جان شکرخای ماستسایهی زلفین تو در دو جهان جای ماسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 460◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمامروز چرخ را ز مه ما تحیریستخورشید را ز غیرت رویش تغیریسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 458
اگلی نظمعاشق آن قند تو جان شکرخای ماستسایهی زلفین تو در دو جهان جای ماسترومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 460