رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 527غزل شمارهٔ 527شاعر: رومیوزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)قافیہ: مزندصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںگر جان عاشق دم زند آتش در این عالم زندوین عالم بیاصل را چون ذرهها برهم زند2نقل کریںعالم همه دریا شود دریا ز هیبت لا شودآدم نماند و آدمی گر خویش با آدم زند3نقل کریںدودی برآید از فلک نی خلق ماند نی ملکزان دود ناگه آتشی بر گنبد اعظم زند4نقل کریںبشکافد آن دم آسمان نی کون ماند نی مکانشوری درافتد در جهان، وین سور بر ماتم زند5نقل کریںگه آب را آتش برد گه آب آتش را خوردگه موج دریای عدم بر اشهب و ادهم زند6نقل کریںخورشید افتد در کمی از نور جان آدمیکم پرس از نامحرمان آن جا که محرم کم زند7نقل کریںمریخ بگذارد نری دفتر بسوزد مشتریمه را نماند، مِهتری، شادّیِ او بر غم زند8نقل کریںافتد عطارد در وحل آتش درافتد در زحلزَهره نماند زُهره را تا پردهٔ خرم زند9نقل کریںنی قوس ماند نی قزح نی باده ماند نی قدحنی عیش ماند نی فرح نی زخم بر مرهم زند10نقل کریںنی آب نقاشی کند نی باد فراشی کندنی باغ خوشباشی کند نی ابر نیسان نم زند11نقل کریںنی درد ماند نی دوا نی خصم ماند نی گوانی نای ماند نی نوا نی چنگ زیر و بم زند12نقل کریںاسباب در باقی شود ساقی به خود ساقی شودجان ربی الاعلی گُوَد دل ربی الاعلم زند13نقل کریںبرجه که نقاش ازل بار دوم شد در عملتا نقشهای بیبدل بر کسوهٔ مَعلَم زند14نقل کریںحق آتشی افروخته تا هر چه ناحق سوختهآتش بسوزد قلب را بر قلب آن عالم زند15نقل کریںخورشید حق دل شرق او شرقی که هر دم برق اوبر پورهٔ ادهم جهد بر عیسی مریم زند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شدتشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 526اگلی نظمآن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کندچون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 528آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعندلیبمحسن لیلهکوهینازنین بازیاننادیا رحمانآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمای لولیان ای لولیان یک لولییی دیوانه شدتشتش فتاد از بام ما، نک سوی مجنونخانه شدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 526
اگلی نظمآن کیست آن آن کیست آن کاو سینه را غمگین کندچون پیش او زاری کنی تلخ تو را شیرین کندرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 528