رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2460غزل شمارهٔ 2460شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن مفتعلن (رجز مثمن مطوی)قافیہ: انم که توییصنف: غزلصداکاران: فاطمه زندی و دیگرآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںتو نه چنانی که منم، من نه چنانم که توییتو نه بر آنی که منم، من نه بر آنم که تویی22نقل کریںمن همه در حکم توام، تو همه در خون منیگر مه و خورشید شوم، من کم از آنم که تویی33نقل کریںبا همه ای رشک پری، چون سوی من برگذریباش چنین، تیز مران! تا که بدانم که تویی44نقل کریںدوش گذشتی ز درم، بوی نبردم ز تو منکرد خبر گوش مرا، جان و روانم که تویی55نقل کریںچون همه جان روید و دل، همچو گیا خاک درتجان و دلی را چه محل، ای دل و جانم که تویی66نقل کریںای نظرت ناظر ما، ای چو خرد حاضر مالیک مرا زهره کجا، تا بجهانم که تویی77نقل کریںچون تو مرا گوش کشان، بردی از آن جا که منمبر سر آن منظرهها، هم بنشانم که تویی88نقل کریںمستم و تو مست ز من، سهو و خطا جست ز منمن نرسم لیک بدان، هم تو رسانم که تویی99نقل کریںزین همه خاموش کنم، صبر و صبَر نوش کنمعذر گناهی که کنون گفت زبانم که تویی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمعارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنیاز جهت خستهدلان جان و نگهبان منیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2459اگلی نظمچون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدیبیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2461◆آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیعلی اسلامی مذهبنازنین بازیانعلیرضا بخشی زاده روشنفکرآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمعارف گوینده اگر تا به سحر صبر کنیاز جهت خستهدلان جان و نگهبان منیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2459
اگلی نظمچون دل من جست ز تن بازنگشتی چه شدیبیدل من بیدل من راست شدی هر چه بدیرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2461