رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 925غزل شمارهٔ 925شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: رعیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںدو ماه پهلوی همدیگرند بر در عیدمه مصور یار و مه منور عید2نقل کریںچو هر دو سر به هم آوردهاند در اسرارهزار وسوسه افکندهاند در سر عید3نقل کریںز موج بحر برقصند خلق همچو صدفولیک همچو صدف بیخبر ز گوهر عید4نقل کریںز عید باقی این عید آمدهست رسولچو دل به عید سپاری تو را برد بر عید5نقل کریںبه روز عید بگویم دهل چه میگویداگر تو مردی برجه رسید لشکر عید6نقل کریںقراضه دو که دادی برای حق بنگرجزای حسن عمل گیر گنج پرزر عید7نقل کریںوگر چو شیشه شکستی ز سنگ صوم و جهادمی حلال سقا هم بکش ز ساغر عید8نقل کریںاز این شکار سوی شاه بازپر چون بازکه درپرید به مژده ز شه کبوتر عید9نقل کریںتو گاو فربه حرصت به روزه قربان کنکه تا بری به تبرک هلال لاغر عید10نقل کریںوگر نکردی قربان عنایت یزدانامید هست که ذبحش کند به خنجر عید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبه روحهای مقدس ز من سلام بریدبه عاشقان مقدم ز من پیام بریدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 924اگلی نظمحبیب کعبه جانست اگر نمیدانیدبه هر طرف که بگردید رو بگردانیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 926آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبه روحهای مقدس ز من سلام بریدبه عاشقان مقدم ز من پیام بریدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 924
اگلی نظمحبیب کعبه جانست اگر نمیدانیدبه هر طرف که بگردید رو بگردانیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 926