رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1931غزل شمارهٔ 1931شاعر: رومیوزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)قافیہ: ونصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںعقل از کف عشق خورد افیونهش دار جنون عقل اکنون2نقل کریںعشق مجنون و عقل عاقلامروز شدند هر دو مجنون3نقل کریںجیحون که به عشق بحر می رفتدریا شد و محو گشت جیحون4نقل کریںدر عشق رسید بحر خون دیدبنشست خرد میانه خون5نقل کریںبر فرق گرفت موج خونشمی برد ز هر سوی به بیسون6نقل کریںتا گم کردش تمام از خودتا گشت به عشق چست و موزون7نقل کریںدر گم شدگی رسید جاییکان جا نه زمین بود نه گردون8نقل کریںگر پیش رود قدم نداردور بنشیند پس او است مغبون9نقل کریںناگاه بدید زان سوی محوزان سوی جهان نور بیچون10نقل کریںیک سنجق و صد هزار نیزهاز نور لطیف گشت مفتون11نقل کریںآن پای گرفتهاش روان شدمی رفت در آن عجیبهامون12نقل کریںتا بو که رسد قدم بدان جاتا رسته شود ز خویش و مادون13نقل کریںپیش آمد در رهش دو وادییک آتش بد یکیش گلگون14نقل کریںآواز آمد که رو در آتشتا یافت شوی به گلستان هون15نقل کریںور زانک به گلستان درآییخود را بینی در آتش و تون16نقل کریںبر پشت فلک پری چو عیسیو اندر بالا فرو چو قارون17نقل کریںبگریز و امان شاه جان جواز جمله عقیلهها تو بیرون18نقل کریںآن شمس الدین و فخر تبریزکز هر چه صفت کنیش افزون◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمامروز تو خوشتری و یا منبی من تو چگونهای و با منرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1930اگلی نظمای دشمن عقل و جان شیریننور موسی و طور سینینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1932آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور