رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 921غزل شمارهٔ 921شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: انحجابکندصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںسخن که خیزد از جان ز جان حجاب کندز گوهر و لب دریا زبان حجاب کند2نقل کریںبیان حکمت اگر چه شگرف مشعله ایستز آفتاب حقایق بیان حجاب کند3نقل کریںجهان کفست و صفات خداست چون دریاز صاف بحر کف این جهان حجاب کند4نقل کریںهمیشکاف تو کف را که تا به آب رسیبه کف بحر بمنگر که آن حجاب کند5نقل کریںز نقشهای زمین و ز آسمان مندیشکه نقشهای زمین و زمان حجاب کند6نقل کریںبرای مغز سخن قشر حرف را بشکافکه زلفها ز جمال بتان حجاب کند7نقل کریںتو هر خیال که کشف حجاب پنداریبیفکنش که تو را خود همان حجاب کند8نقل کریںنشان آیت حقست این جهان فناولی ز خوبی حق این نشان حجاب کند9نقل کریںز شمس تبریز ار چه قراضهایست وجودقراضهایست که جان را ز کان حجاب کند◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمکسی که عاشق آن رونق چمن باشدعجب مدار که در بیدلی چو من باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 920اگلی نظمچو عشق را هوس بوسه و کنار بودکه را قرار بود جان که را قرار بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 922آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمکسی که عاشق آن رونق چمن باشدعجب مدار که در بیدلی چو من باشدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 920
اگلی نظمچو عشق را هوس بوسه و کنار بودکه را قرار بود جان که را قرار بودرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 922