رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1417غزل شمارهٔ 1417شاعر: رومیوزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)قافیہ: یدستمصنف: غزلصداکار: فاطمه زندیآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوفاطمه زندیخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںبه حق روی تو که من چنین رویی ندیدستمچه مانی تو بدان صورت که از مردم شنیدستم2نقل کریںچنین باغی در این عالم نرستهست و نروید همنه در خواب و نه بیداری چنین میوه نچیدستم3نقل کریںدعای یک پدر نبود دعای صد نبی باشدکز این سان دولتی گشتم بدین دولت رسیدستم4نقل کریںشنیدم ز آسمان روزی که دارم از غمت سوزیز رفعتهای سوز او در این گردش خمیدستم5نقل کریںمرا می گوید اندیشه ز عشق آموختم پیشهز عدل دوست قفلستم ز لطف او کلیدستم6نقل کریںگرفته هر یکی ذره یکی آیینه پیش روکز آن آیینه گر این را به نرخ جان خریدستم7نقل کریںکدام است او یکی اویی همه اوها از او بوییکه از بعدش یزیدستم ز قربش بایزیدستم8نقل کریںبگفتم نیشکر را من که از کی پرشکر گشتیاشارت کرد سوی تو کز انفاسش چشیدستم9نقل کریںبه جان گفتم که چون غنچه چرا چهره نهان کردیبگفت از شرم روی او به جسم اندر خزیدستم10نقل کریںجهان پیر را گفتم که هم بندی و هم پندیبگفتا گرچه پیرم من ولیک او را مریدستم11نقل کریںچو سوسن صد زبان دارد جهان در شکر و آزادیکز آن جان و جهان خورش مزید اندر مزیدستم12نقل کریںبهار آمد چو طاووسی هزاران رنگ بر پرشکه من از باغ حسن او بدین جانب پریدستم13نقل کریںز بهر عشرت جانها کشیدم راح و ریحانهابرای رنج رنجوران عقاقیری کشیدستم14نقل کریںشبی عشق فریبنده بیامد جانب بندهکه بسم الله که تتماجی برای تو پزیدستم15نقل کریںیکی تتماج آورد او که گم کردم سر رشتهشکستم سوزن آن ساعت گریبانها دریدستم16نقل کریںچو نوشیدم ز تتماجش فروکوبید چون سیرمچو طزلق رو ترش کردم کز آن شیرین بریدستم17نقل کریںبه دست من به جز سیخی از آن تتماج او نامدولی چون سیخ سرتیزم در آنچ مستفیدستم18نقل کریںبه هر برگی از آن تتماج بشکفتهست نوعی گلشکوفه کرد هر باغی که چون من بشکفیدستم19نقل کریںشکوفه چون همیریزد عقیبش میوه می خیزدبقا در نفی دان که من بدید از نابدیدستم20نقل کریںهمه بالیدن عاشق پی پالودنی آیدپی قربان همیدان تو هر آنچ پروریدستم21نقل کریںندارد فایده چیزی به جز هنگام کاهیدنگزافه نیست این که من ز غم کاهش گزیدستم22نقل کریںبنال ای یار چون سرنا که سرنا بهر ما نالداز آن دمها پرآتش که در سرنا دمیدستم23نقل کریںمجو از من سخن دیگر برو در روضه اخضراز آن حسن و از آن منظر بجو که من خریدستم◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمتُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستمز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1416اگلی نظمدلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1418آڈیوصداکار منتخب کریںفاطمه زندیآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمتُرُش رویی و خشمینی چنین شیرین ندیدهستمز افسونهاش مجنونم ز افسانهاش سرمستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1416
اگلی نظمدلا مشتاق دیدارم غریب و عاشق و مستمکنون عزم لقا دارم من اینک رخت بربستمرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1418