رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2286غزل شمارهٔ 2286شاعر: رومیوزن: مفتعلن مفاعلن مفتعلن مفاعلن (رجز مثمن مطوی مخبون)قافیہ: اتریختهصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںای تو برای آبرو آب حیات ریختهزهر گرفته در دهان قند و نبات ریخته2نقل کریںمست و خراب این چنین چرخ ندانی از زمیناز پی آب پارگین آب فرات ریخته3نقل کریںهمچو خران به کاه و جو نیست روا چنین مروبر فقرا تو درنگر زر صدقات ریخته4نقل کریںروح شو و جهت مجو ذات شو و صفت مگوزان شه بیجهت نگر جمله جهات ریخته5نقل کریںآه دریغ مغز تو در ره پوست باختهآه دریغ شاه تو در غم مات ریخته6نقل کریںاز غم مات شاه دل خانه به خانه میدودرنگ رخ و پیادهها بهر نجات ریخته7نقل کریںجسته برات جان از او باز چو دیده روی اوکیسه دریده پیش او جمله برات ریخته8نقل کریںاز صفتش صفات ما خارشناس گل شدهباز صفات ما چو گل در ره ذات ریخته9نقل کریںبال و پری که او تو را برد و اسیر دام کردبال و پری است عاریت روز وفات ریخته◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمیا رجلا حصیده مجبنه و مبخلهلیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2285اگلی نظمآمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2287آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمیا رجلا حصیده مجبنه و مبخلهلیس یلذک الهوی لیس لفیک حوصلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2285
اگلی نظمآمد یار و بر کفش جام میی چو مشعلهگفت بیا حریف شو گفتم آمدم هلهرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 2287