رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 956غزل شمارهٔ 956شاعر: رومیوزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)قافیہ: ارکنیدصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںز جان سوختهام خلق را حذار کنیدکه الله الله ز آتشرخان فرار کنید2نقل کریںکه آتشِ رُخِشان خاصیت چنین داردکه هر قرار که دارید بیقرار کنید3نقل کریںدلی که کاهل گردد نداش میآیدکه زنده است سلیمان عشق کار کنید4نقل کریںمباش کاهل کاین قافله روانه شدستز قافله بممانید و زود بار کنید5نقل کریںچهارپای طبایع نکوبد این ره رابه ترک خاک و هواها و آب و نار کنید6نقل کریںغنیست چشم من از سرمه سپاهانیز خاک تبریز او را مگر نثار کنید7نقل کریںبزرگی از شه ارواح شمس تبریزستوجودها پی این کبریا صغار کنید◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمسلام بر تو که سین سلام بر تو رسیدسلام گرد جهان گشت جز تو نپسندیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 955اگلی نظمهزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 957آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمسلام بر تو که سین سلام بر تو رسیدسلام گرد جهان گشت جز تو نپسندیدرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 955
اگلی نظمهزار جان مقدس فدای روی تو بادکه در جهان چو تو خوبی کسی ندید و نزادرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 957