رومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1985غزل شمارهٔ 1985شاعر: رومیوزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول)قافیہ: ارمستانصنف: غزلصداکار: عندلیبآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامآڈیوعندلیبخود کار اسکرولآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںصنما بیار باده بنشان خمار مستانکه ببرد عشق رویت همگی قرار مستان22نقل کریںمی کهنه را کشان کن به صبوح گلستان کنکه به جوش اندرآمد فلک از عقار مستان33نقل کریںبده آن قرار جان را گل و لاله زار جان راز نبات و قند پر کن دهن و کنار مستان44نقل کریںقدحی به دست برنه به کف شکرلبان دهبنشان به آب رحمت به کرم غبار مستان55نقل کریںصنما به چشم مستت دل و جان غلام دستتبه می خوشی که هستت ببر اختیار مستان66نقل کریںچو شراب لاله رنگت به دماغها برآیدگل سرخ شرم دارد ز رخ و عذار مستان77نقل کریںچو جناح و قلب مجلس ز شراب یافت مونسببرد گلوی غم را سر ذوالفقار مستان88نقل کریںصنما تو روز مایی غم و غصه سوز ماییز تو است ای معلا همه کار و بار مستان99نقل کریںبکشان تو گوش شیران چو شتر قطارشان کنکه تو شیرگیر حقی به کفت مهار مستان1010نقل کریںز عقیق جام داری نمکی تمام داریچه غریب دام داری جهت شکار مستان1111نقل کریںسخنی بماند جانی که تو بیبیان بدانیکه تو رشک ساقیانی سر و افتخار مستان◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمبده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرینصدقات تو روان است به هر بیوه و مسکینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1984اگلی نظمصنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1986◆آڈیوصداکار منتخب کریںعندلیبآڈیو چلائیں0:000:00◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجورآڈیو کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمبده آن مرد ترش را قدحی ای شه شیرینصدقات تو روان است به هر بیوه و مسکینرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1984
اگلی نظمصنما به چشم شوخت که به چشم اشارتی کننفسی خراب خود را به نظر عمارتی کنرومی»دیوان شمس»غزلیات»غزل شمارهٔ 1986