صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 143 - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

بخش 143 - امتحان کردن شیر گرگ را و گفتن کی پیش آی ای گرگ بخش کن صیدها را میان ما

How the lion made trial of the wolf and said, “Come forward, O wolf, and divide the prey amongst us.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکاران: عندلیب، بامشاد لطف آبادی
Toggle stanza 1
11
گفت شیر ای گرگ این را بخش کن
معدلت را نو کن ای گرگ کهن

The lion said, “O wolf, divide this (prey): O old wolf, make justice new (give it new life by thy example).

22
نایب من باش در قسمت‌گری
تا پدید آید که تو چه گوهری

Be my deputy in the office of distributor, that it may be seen of what substance thou art.”

33
گفت ای شه گاو وحشی بخش تست
آن بزرگ و تو بزرگ و زفت و چست

“O King,” said he, “the wild ox is thy share: he is big, and thou art big and strong and active.

44
بز مرا که بز میانه‌ست و وسط
روبها خرگوش بستان بی غلط

The goat is mine, for the goat is middle and intermediate; do thou, O fox, receive the hare, and no mistake!”

55
شیر گفت ای گرگ چون گفتی بگو
چونک من باشم تو گویی ما و تو

The lion said, “O wolf, how hast thou spoken? Say! When I am here, dost thou speak of ‘I’ and ‘thou’?

66
گرگ خود چه سگ بود کو خویش دید
پیش چون من شیر بی مثل و ندید

Truly, what a cur the wolf must be, that he regarded himself in the presence of a lion like me who am peerless and unrivalled!”

77
گفت پیش آ ای خری کو خود خرید
پیشش آمد پنجه زد او را درید

(Then) he said, “Come forward, O thou self-esteeming ass!” He approached him, the lion seized him with his claws and rent him.

88
چون ندیدش مغز و تدبیر رشید
در سیاست پوستش از سر کشید

Inasmuch as he (the lion) did not see in him the kernel of right conduct, he tore the skin off his head as a punishment.

99
گفت چون دید منت ز خود نبرد
این چنین جان را بباید زار مرد

He said, “Since the sight of me did not transport thee out of thyself, a spirit like this (thine) must needs die miserably.

1010
چون نبودی فانی اندر پیش من
فضل آمد مر ترا گردن زدن

Since thou wert not passing away (from thyself) in my presence, ’twas an act of grace to smite thy neck (behead thee).”

1111
کل شیء هالک جز وجه او
چون نه‌ای در وجه او هستی مجو

Everything is perishing except His face: unless thou art in His face (essence), do not seek to exist.

1212
هر که اندر وجه ما باشد فنا
کل شیء هالک نبود جزا

When any one has passed away (from himself) in my face (essence), (the words) everything is perishing are not applicable (to him),

1313
زانک در الاست او از لا گذشت
هر که در الاست او فانی نگشت

Because he is in except, he has transcended not (nonentity): whosoever is in except has not passed away (perished).

1414
هر که بر در او من و ما می‌زند
رد بابست او و بر لا می‌تند

Whosoever is uttering ‘I’ and ‘we’ at the door (of the Divine Court), he is turned back from the door and is continuing in not (nonentity).

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

شیر و گرگ و روبهی بهر شکار

رفته بودند از طلب در کوهسار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 142 - رفتن گرگ و روباه در خدمت شیر به شکار

اگلی نظم

آن یکی آمد در یاری بزد

گفت یارش کیستی ای معتمد

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 144 - قصه آنکس کی در یاری بکوفت از درون گفت کیست آن گفت منم گفت چون تو توی در نمی‌گشایم هیچ کس را از یاران نمی‌شناسم کی او من باشد برو

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00