صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 106 - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او

بخش 106 - اظهار معجزهٔ پیغمبر صلی الله علیه و سلم به سخن آمدن سنگ‌ریزه در دست ابوجهل علیه اللعنه و گواهی دادن سنگ‌ریزه بر حقیت محمد صلی الله علیه و سلم به رسالت او

How the Prophet, on whom be peace, manifested a miracle by the speaking of the gravel in the hand of Abú Jahl—God's curse on him!—and by the gravel's bearing witness to the truth of Mohammed, on whom be God's blessing and peace.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
سنگها اندر کف بوجهل بود
گفت ای احمد بگو این چیست زود

There were some pebbles in the hand of Bú Jahl: “O Ahmad,” said he, “tell quickly what this is.

22
گر رسولی چیست در مشتم نهان
چون خبر داری ز راز آسمان

If thou art the Messenger (of God), what is hidden in my fist? (Speak), since thou hast knowledge of the mysteries of Heaven.”

33
گفت چون خواهی بگویم آن چه‌هاست
یا بگویند آن که ما حقیم و راست

He said, “How dost thou wish (me to do)? Shall I say what those (hidden) things are, or shall they declare that I am truthful and right?”

44
گفت بوجهل این دوم نادرترست
گفت آری حق از آن قادرترست

Bú Jahl said, “This second (thing) is more extraordinary.” “Yes,” said the Prophet, “(but) God hath greater power than that.”

55
از میان مشت او هر پاره سنگ
در شهادت گفتن آمد بی درنگ

Without delay, from the middle of his (closed) fist every pebble began to pronounce the (Moslem's) profession of faith.

66
لا اله گفت و الا الله گفت
گوهر احمد رسول الله سفت

Each said, “There is no god” and (each) said, “except Allah”; (each) threaded the pearl of “Ahmad is the Messenger of Allah.”

77
چون شنید از سنگها بوجهل این
زد ز خشم آن سنگها را بر زمین

When Bú Jahl heard this from the pebbles, in his anger he dashed those pebbles on the ground.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

اُسُتنِ حنّانه از هِجر رسول

ناله می‌زد همچو ارباب عُقول

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 105 - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

اگلی نظم

باز گرد و حال مطرب گوش‌دار

زانک عاجز گشت مطرب ز انتظار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 107 - بقیهٔ قصهٔ مطرب و پیغام رسانیدن امیرالمؤمنین عُمَر -رضی الله عنه- به او آنچه هاتف آواز داد

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00