صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 36 - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه

بخش 36 - در آمدن مصطفی علیه‌السلام از بهر عیادت هلال در ستورگاه آن امیر و نواختن مصطفی هلال را رضی الله عنه

How Mustafá, on whom be peace, came into the Amír's stable to see the sick Hilál, and how he caressed Hilál, may God be pleased with him!

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

رفت پیغامبر به رغبت بهر او

اندر آخر وآمد اندر جست و جو

The Prophet went eagerly into the stable (to look) for him and began to search.

2

بود آخر مظلم و زشت و پلید

وین همه برخاست چون الفت رسید

The stable was dark, foul, and dirty, (but) all this vanished (from Hilál's mind) when friendship arrived.

3

بوی پیغامبر ببرد آن شیر نر

هم‌چنانک بوی یوسف را پدر

That fierce (spiritual) lion scented the Prophet just as the scent of Joseph was perceived by his father (Jacob).

4

موجب ایمان نباشد معجزات

بوی جنسیت کند جذب صفات

Miracles are not the cause of religious faith; ’tis the scent of homogeneity that attracts (to itself) qualities (of the same kind).

5

معجزات از بهر قهر دشمنست

بوی جنسیت پی دل بردنست

Miracles are (wrought) for the purpose of subjugating the foe: the scent of homogeneity is (only) for the winning of hearts.

6

قهر گردد دشمن اما دوست نی

دوست کی گردد ببسته گردنی

A foe is subjugated, but not a friend: how should a friend have his neck bound?

7

اندر آمد او ز خواب از بوی او

گفت سرگین‌دان درون زین گونه بو‌؟

He (Hilál) was awakened from sleep by his (the Prophet's) scent: he said (to himself), “A stable full of dung, and this kind of scent within it!”

8

از میان پای استوران بدید

دامن پاک رسول بی‌ندید

(Then) through the legs of the riding-beasts he saw the holy skirt of the peerless Prophet,

9

پس ز کنج آخُر آمد غژغژان

روی بر پایش نهاد آن پهلوان

And that (spiritual) hero came creeping out of a corner in the stable and laid his face upon his (the Prophet's) feet.

10

پس پیمبر روی بر رویش نهاد

بر سر و بر چشم و رویش بوسه داد

Then the Prophet laid his face against his (Hilál's) face and kissed his head and eyes and cheeks.

11

گفت یا ربا چه پنهان گوهری

ای غریب عرش چونی خوشتری

“O Lord,” he cried, “what a hidden pearl art thou! How art thou, O heavenly stranger? Art thou better?”

12

گفت چون باشد خود آن شوریده‌خواب

که در آید در دهانش آفتاب‌؟

He (Hilál) said, “One whose sleep was disturbed (with grief), how forsooth is he when the Sun (of Prophecy) comes into his mouth?

13

چون بوَد آن تشنه‌ای کو گل چرد‌؟

آب بر سر بنهدش خوش می‌برد

Water (of Life) lays him on its head (surface) and bears him happily along?

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

از قضا رنجور و ناخوش شد هلال

مصطفی را وحی شد غماز حال

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 35 - رنجور شدن این هلال و بی‌خبری خواجهٔ او از رنجوری او از تحقیر و ناشناخت و واقف شدن دل مصطفی علیه‌السلام از رنجوری و حال او و افتقاد و عیادت رسول علیه‌السلام این هلال را

اگلی نظم

هم‌چو عیسی بر سرش گیرد فرات

که ایمنی از غرقه در آب حیات

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 37 - در بیان آنک مصطفی علیه‌السلام شنید کی عیسی علیه‌السلام بر روی آب رفت فرمود لو ازداد یقینه لمشی علی الهواء

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور