صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 175 - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را

بخش 175 - تشنیع زدن امرا بر ایاز کی چرا شکستش و جواب دادن ایاز ایشان را

How the Amirs reviled Ayáz, saying, “Why did he break it?” and how Ayáz answered them.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

گفت ایاز ای مهتران نامور

امر شه بهتر به قیمت یا گهر

Ayáz said, “O renowned princes, is the King’s command more precious or the pearl?

2

امر سلطان به بود پیش شما

یا که این نیکو گهر بهر خدا

In your eyes is the command of the sovereign or this goodly pearl superior? For God’s sake (tell me that)!

3

ای نظرتان بر گهر بر شاه نه

قبله‌تان غولست و جادهٔ راه نه

O ye whose gaze is (fixed) upon the pearl, not upon the King, the ghoul is your object of desire, not the highway.

4

من ز شه بر می‌نگردانم بصر

من چو مشرک روی نارم با حجر

I will never avert my gaze from the King, I will not turn my face towards a stone, like the polytheist.

5

بی‌گهر جانی که رنگین سنگ را

برگزیند پس نهد شاه مرا

Devoid of the (spiritual) pearl is the soul that prefers a coloured stone and puts my King behind.”

6

پشت سوی لعبت گل‌رنگ کن

عقل در رنگ‌آورنده دنگ کن

Turn thy back towards the rose-coloured doll 6, lose thy reason in Him who bestows the colour.

7

اندر آ در جو سبو بر سنگ زن

آتش اندر بو و اندر رنگ زن

Come into the river (of reality), dash the pitcher (of phenomenal form) against the stone, set fire to (mere) scent and colour.

8

گر نه‌ای در راه دین از ره‌زنان

رنگ و بو مپرست مانند زنان

If thou art not one of the brigands on the Way of the Religion, do not be addicted, like women, to colour and scent.

9

سر فرود انداختند آن مهتران

عذرجویان گشته زان نسیان به جان

Those princes cast down their heads, craving with (all) their soul to be excused for that (act of) forgetfulness.

10

از دل هر یک دو صد آه آن زمان

هم‌چو دودی می‌شدی تا آسمان

At that moment from the heart of each one (of them) two hundred sighs were going (up), like a (great) smoke, to heaven.

11

کرد اشارت شه به جلاد کهن

که ز صدرم این خسان را دور کن

The King made a sign to the ancient executioner, as though to say, “Remove these vile wretches from my seat of honour.

12

این خسان چه لایق صدر من‌اند

کز پی سنگ امر ما را بشکنند

How are these vile wretches worthy of my seat of honour, when they break my command for the sake of a stone?

13

امر ما پیش چنین اهل فساد

بهر رنگین سنگ شد خوار و کساد

For the sake of a coloured stone my command is held contemptible and cheap by evil-doers like these.”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

ای ایاز اکنون نگویی کین گهر

چند می‌ارزد بدین تاب و هنر

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 174 - رسیدن گوهر از دست به دست آخر دور به ایاز و کیاست ایاز و مقلد ناشدن او ایشان را و مغرور ناشدن او به گال و مال دادن شاه و خلعتها و جامگیها افزون کردن و مدح عقل مخطان کردن به مکر و امتحان که کی روا باشد مقلد را مسلمان داشتن مسلمان باشد اما نادر باشد کی مقلد ازین امتحانها به سلامت بیرون آید کی ثبات بینایان ندارد الا من عصم الله زیرا حق یکیست و آن را ضد بسیار غلط‌افکن و مشابه حق مقلد چون آن ضد را نشناسد از آن رو حق را نشناخته باشد اما حق با آن ناشناخت او چو او را به عنایت نگاه دارد آن ناشناخت او را زیان ندارد

اگلی نظم

پس ایاز مهرافزا بر جهید

پیش تخت آن الغ سلطان دوید

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 176 - قصد شاه به کشتن امرا و شفاعت کردن ایاز پیش تخت سلطان کی ای شاه عالم العفو اولی

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور