صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 74 - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را

بخش 74 - جمع شدن نخچیران گرد خرگوش و ثنا گفتن او را

How the beasts gathered round the hare and spoke in praise of him.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکاران: عندلیب، فرید حامد
Toggle stanza 1
11
جمع گشتند آن زمان جمله وحوش
شاد و خندان از طرب در ذوق و جوش

Then all the wild beasts assembled, joyous and laughing gleefully in rapture and excitement.

22
حلقه کردند او چو شمعی در میان
سجده آوردند و گفتندش که هان

They formed a ring, he (the hare) in the midst like a candle: all the animals of the desert bowed (in homage) to him.

33
تو فرشتهٔ آسمانی یا پری
نی تو عزرائیل شیران نری

“Art thou a heavenly angel or a peri? No, thou art the Azrael of fierce lions.

44
هرچه هستی جان ما قربان تست
دست بردی دست و بازویت درست

Whatever thou art, our souls are offered in sacrifice to thee. Thou hast prevailed. Health to thy hand and arm!

55
راند حق این آب را در جوی تو
آفرین بر دست و بر بازوی تو

God turned this water into thy stream. Blessing on thy hand and arm!

66
باز گو تا چون سگالیدی به مکر
آن عوان را چون بمالیدی به مکر

Explain how thou didst meditate with guile, and how thou didst guilefully wipe out that ruffian.

77
بازگو تا قصه درمانها شود
بازگو تا مرهم جانها شود

Explain, in order that the tale may be the means of curing (our malady); explain, that it may be a salve for our souls.

88
بازگو کز ظلم آن استم‌نما
صد هزاران زخم دارد جان ما

Explain! for in consequence of the iniquity of that tyrant our souls have myriads of wounds.”

99
گفت تایید خدا بد ای مهان
ورنه خرگوشی که باشد در جهان

“O Sirs,” said he, “it was (by) God's aid; else, who in the world is a hare (who am I, that I should have been able to do this)?

1010
قوتم بخشید و دل را نور داد
نور دل مر دست و پا را زور داد

He (God) bestowed power on me and gave light to my heart: the light in my heart gave strength to hand and foot.”

1111
از بر حق می‌رسد تفضیلها
باز هم از حق رسد تبدیلها
1212
حق بدور نوبت این تایید را
می‌نماید اهل ظن و دید را
◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

چونک خرگوش از رهایی شاد گشت

سوی نخچیران دوان شد تا به دشت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 73 - مژده بردن خرگوش سوی نخچیران کی شیر در چاه فتاد

اگلی نظم

هین به مُلکِ نوبتی شادی مکن

ای تو بستهٔ نوبت آزادی مکن

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 75 - پند دادن خرگوش نخچیران را کی بدین شاد مشوید

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00