صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 104 - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است

بخش 104 - در خواب گفتن هاتف مر عمر را رضی الله عنه کی چندین زر از بیت المال به آن مرد ده کی در گورستان خفته است

How the heavenly voice spoke to ‘Umar, may God be well-pleased with him, while he was asleep, saying, “Give a certain sum of gold from the public treasury to the man who is sleeping in the graveyard.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
آن زمان حق بر عُمَر خوابی گماشت
تا که خویش از خواب نتوانست داشت

Then God sent such a drowsiness upon ‘Umar that he was unable to keep himself from slumber.

22
در عجب افتاد کاین معهود نیست
این ز غیب افتاد، بی‌مقصود نیست

He fell into amazement saying, “This is (a thing) unknown. This has fallen from the Unseen, ’tis not without purpose.”

33
سر نهاد و خواب بردش خواب دید
کآمدش از حق ندا جانش شنید

He laid his head down, and slumber overtook him. He dreamed that a voice came to him from God: his spirit heard

44
آن ندایی کاصل هر بانگ و نواست
خود ندا آنست و این باقی صَداست

That voice which is the origin of every cry and sound: that indeed is the (only) voice, and the rest are echoes.

55
ترک و کرد و پارسی‌گو و عرب
فهم کرده آن ندا بی‌گوش و لب

Turcoman and Kurd and Persian-speaking man and Arab have understood that voice without (help of) ear or lip.

66
خود چه جای ترک و تاجیکست و زنگ
فهم کرده است آن ندا را چوب و سنگ

Ay, (but) what of Turcomans, Persians, and Ethiopians? (Even) wood and stone have understood that voice.

77
هر دمی از وی همی‌آید اَلَست
جوهر و اَعراض می‌گردند هست

Every moment there is coming from Him (the call), “Am not I (your Lord)?” and substance and accidents are becoming existent.

88
گر نمی‌آید بلی زایشان ولی
آمدنشان از عدم باشد بلی

If (the answer) “Yea” is not coming from them, yet their coming from non-existence (into existence) is (equivalent to) “Yea.”

99
زانچ گفتم من ز فهم سنگ و چوب
در بیانش قصه‌ای هش‌دار خوب

Listen to a goodly tale in explanation of what I have said concerning the friendliness (awareness) of stone and wood.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

مطربی کز وی جهان شد پر طرب

رُسته ز آوازش خیالاتِ عجب

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 103 - بقیهٔ قصهٔ پیر چنگی و بیان مخلص آن

اگلی نظم

اُسُتنِ حنّانه از هِجر رسول

ناله می‌زد همچو ارباب عُقول

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 105 - نالیدن ستون حنانه چون برای پیغامبر صلی الله علیه و سلم منبر ساختند کی جماعت انبوه شد گفتند «ما روی مبارک ترا به هنگام وعظ نمی‌بینیم» و شنیدن رسول و صحابه آن ناله را و سؤال و جواب مصطفی صلی الله علیه و سلم با ستون صریح

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00