صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 82 - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل هم‌چون بدگمانان در حق انبیا علیهم‌السلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة

بخش 82 - بازگشتن نمامان از حجرهٔ ایاز به سوی شاه توبره تهی و خجل هم‌چون بدگمانان در حق انبیا علیهم‌السلام بر وقت ظهور برائت و پاکی ایشان کی یوم تبیض وجوه و تسود وجوه و قوله تری الذین کذبوا علی الله وجوههم مسودة

How the plotters returned from the chamber of Ayáz to the King with empty bags and overcome by shame, as those who thought ill of the prophets, on whom be peace, (shall be confounded) at the time when their (the prophets') innocence and holiness shall be made manifest; for (God hath said), “on the Day when (some) faces shall be white and (some) faces shall be black,” and He hath said, “and thou shalt see those who lied against God, their faces blackened.”

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

شاه قاصد گفت هین احوال چیست

که بغلتان از زر و همیان تهیست

The King, (speaking) with a purpose, said, “What has happened? for your arms are empty of gold and purses;

2

ور نهان کردید دینار و تسو

فر شادی در رخ و رخسار کو

And if ye have concealed the pounds and pence, (then) where is the brightness of joy (that should appear) on cheeks and countenance?

3

گرچه پنهان بیخ هر بیخ آورست

برگ سیماهم وجوهم اخضرست

Although the roots of every rooty (tree) are hidden, (yet) the leaves—their marks (upon) their faces—are green.

4

آنچ خورد آن بیخ از زهر و ز قند

نک منادی می‌کند شاخ بلند

Lo, the lofty bough is proclaiming what the root has imbibed, whether it be poison or sugar.

5

بیخ اگر بی‌برگ و از مایه تهیست

برگهای سبز اندر شاخ چیست

If the root is leafless and without sap, what (then) are (signify) the green leaves on the bough?

6

بر زبان بیخ گل مهری نهد

شاخ دست و پا گواهی می‌دهد

The earth lays a seal on the root's tongue, (but) the bough, its hand and foot, is bearing witness.”

7

آن امینان جمله در عذر آمدند

هم‌چو سایه پیش مه ساجد شدند

All those trusted (officers) began to excuse themselves: they fell prostrate, like a shadow in the presence of the moon.

8

عذر آن گرمی و لاف و ما و من

پیش شه رفتند با تیغ و کفن

In excuse for that heat (hot-headedness) and boasting and egoism they went to the King with sword and winding-sheet,

9

از خجالت جمله انگشتان گزان

هر یکی می‌گفت کای شاه جهان

All of them biting their fingers from thame, and every one saying, “O King of the world,

10

گر بریزی خون حلالستت حلال

ور ببخشی هست انعام و نوال

If thou shed (our) blood, ’tis lawful, lawful (for thee to do so); and if thou forgive, ’tis (an act of) grace and bounty.

11

کرده‌ایم آنها که از ما می‌سزید

تا چه فرمایی تو ای شاه مجید

We have done those deeds that were worthy of us: consider what thou wilt command, O glorious King.

12

گر ببخشی جرم ما ای دل‌فروز

شب شبیها کرده باشد روز روز

If thou forgive our crime, O thou who makest the heart radiant, the night will have shown the qualities of night, and the day (those of) day.

13

گر ببخشی یافت نومیدی گشاد

ورنه صد چون ما فدای شاه باد

If thou forgive, despair will be removed; and if not, may a hundred like us be a sacrifice to the King!”

14

گفت شه نه این نواز و این گداز

من نخواهم کرد هست آن ایاز

The King replied, “Nay, I will not show this clemency or deal this punishment: that (right) belongs to Ayáz.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن امینان بر در حجره شدند

طالب گنج و زر و خمره بدند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 81 - آمدن آن امیر نمام با سرهنگان نیم‌شب بگشادن آن حجرهٔ ایاز و پوستین و چارق دیدن آویخته و گمان بردن کی آن مکرست و روپوش و خانه را حفره کردن بهر گوشه‌ای کی گمان آمد چاه کنان آوردن و دیوارها را سوراخ کردن و چیزی نایافتن و خجل و نومید شدن چنانک بدگمانان و خیال‌اندیشان در کار انبیا و اولیا کی می‌گفتند کی ساحرند و خویشتن ساخته‌اند و تصدر می‌جویند بعد از تفحص خجل شوند و سود ندارد

اگلی نظم

این جنایت بر تن و عرض ویست

زخم بر رگهای آن نیکوپیست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 83 - حواله کردن پادشاه قبول و توبهٔ نمامان و حجره گشایان و سزا دادن ایشان با ایاز کی یعنی این جنایت بر عرض او رفته است

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور