صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 163 - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه

بخش 163 - آتش افتادن در شهر به ایام عمر رضی الله عنه

How a conflagration occurred in the city (Medina) in the days of ‘Umar, may God be well-pleased with him.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
11
آتشی افتاد در عهد عمر
همچو چوب خشک می‌خورد او حجر

A conflagration occurred in the time of ‘Umar: it was devouring stones as though they were dry wood.

22
در فتاد اندر بنا و خانه‌ها
تا زد اندر پر مرغ و لانه‌ها

It fell upon buildings and houses, until (at last) it darted at the wings and nests of birds.

33
نیم شهر از شعله‌ها آتش گرفت
آب می‌ترسید از آن و می‌شکفت

Half the city caught fire from the flames: water was afraid of it (the fire) and amazed.

44
مشکهای آب و سرکه می‌زدند
بر سر آتش کسان هوشمند

Some intelligent persons were throwing skins of water and vinegar on the fire,

55
آتش از استیزه افزون می‌شدی
می‌رسید او را مدد از بی حدی

(But) out of spite (obstinacy) the fire was increasing: aid was coming to it from One who is infinite.

66
خلق آمد جانب عمر شتاب
کآتش ما می‌نمیرد هیچ از آب

The people came in haste to ‘Umar, saying, “Our fire will not be quenched at all by water.”

77
گفت آن آتش ز آیات خداست
شعله‌ای از آتش بخل شماست

He said, “That fire is one of God's signs: ’tis a flame from the fire of your wickedness.

88
آب و سرکه چیست نان قسمت کنید
بخل بگذارید اگر آل منید

Discard water and deal out bread (in charity), discard avarice if ye are my people (followers).”

99
خلق گفتندش که در بگشوده‌ایم
ما سخی و اهل فتوت بوده‌ایم

The folk said to him, “We have opened our doors, we have been bountiful and devoted to generosity.”

1010
گفت نان در رسم و عادت داده‌اید
دست از بهر خدا نگشاده‌اید

He replied, “Ye have given bread by rule and habit, ye have not opened your hands for the sake of God—

1111
بهر فخر و بهر بوش و بهر ناز
نه از برای ترس و تقوی و نیاز

(Only) for glory and for ostentation and for pride, not because of fear and piety and supplication.”

1212
مال تخمست و به هر شوره منه
تیغ را در دست هر ره‌زن مده

Wealth is seed, and do not lay it in every salty ground: do not put a sword in the hand of every highwayman.

1313
اهل دین را باز دان از اهل کین
همنشین حق بجو با او نشین

Distinguish the friends of the Religion (ahl-i Dín) from the enemies of God (ahl-i kín): seek the man that sits with God, and sit with him.

1414
هر کسی بر قوم خود ایثار کرد
کاغَه پندارد که او خود کار کرد

Every one shows favour to his own folk: the fool (who shows favour to the foolish) thinks he has really done (good and religious) work.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

زید را اکنون نیابی کو گریخت

جست از صفّ نعال و نعل ریخت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 162 - رجوع به حکایت زید

اگلی نظم

از علی آموز اخلاص عمل

شیر حق را دان مُطهَّر از دغل

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 164 - خدو انداختن خصم در روی امیر المؤمنین علی کرم الله وجهه و انداختن امیرالمؤمنین علی شمشیر از دست

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00