صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر اول
  4. »بخش 110 - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

بخش 110 - قصهٔ خلیفه کی در کرم در زمان خود از حاتم طائی گذشته بود و نظیر خود نداشت

The story of the Caliph who in his time surpassed Hátim of Tayyi' in generosity and had no rival.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
صداکار: عندلیب
Toggle stanza 1
11
یک خلیفه بود در ایام پیش
کرده حاتم را غلام جود خویش

In former days there was a Caliph who made Hátim the slave of his liberality.

22
رایت اکرام و داد افراشته
فقر و حاجت از جهان بر داشته

He had raised high the banner of munificence and largesse, he had removed poverty and want from the world.

33
بحر و در از بخششش صاف آمده
داد او از قاف تا قاف آمده

He was a sea of pearls, pure bounty: his largesse reached from Qáf to Qáf.

44
در جهان خاک ابر و آب بود
مظهر بخشایش وهاب بود

In this world of dust he was the cloud and the rain: he was the centre wherein the bounty of the Giver of all displayed itself.

55
از عطااش بحر و کان در زلزله
سوی جودش قافله بر قافله

His gifts caused sea and mine to quake (tremble with shame): caravan on caravan (were hastening) towards his liberality.

66
قبلهٔ حاجت در و دروازه‌اش
رفته در عالم بجود آوازه‌اش

His gate and portal was the point to which Need turned: the fame of his munificence had gone (far and wide) into the world.

77
هم عجم هم روم هم ترک و عرب
مانده از جود و سخااش در عجب

Persians and Greeks, Turcomans and Arabs, were lost in amazement at his liberality and generosity.

88
آب حیوان بود و دریای کرم
زنده گشته هم عرب زو هم عجم

He was the Water of Life and the Ocean of Bounty: by him both Arabs and foreigners were revived.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

گفت پیغامبر که دایم بهر پند

دو فرشته خوش منادی می‌کنند

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 109 - تفسیر دعای آن دو فرشته کی هر روز بر سر هر بازاری منادی می‌کنند کی اللهم اعط کل منفق خلفا اللهم اعط کل ممسک تلفا و بیان کردن کی آن منفق مجاهد راه حقست نی مسرف راه هوا

اگلی نظم

یک شب اعرابی‌زنی مر شوی را

گفت و از حد برد گفت و گوی را

رومی»مثنوی معنوی»دفتر اول»بخش 111 - قصهٔ اعرابی درویش و ماجرای زن با او به سبب قلت و درویشی

◆

آڈیو

صداکار منتخب کریں

0:000:00
◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

آڈیو کا ماخذ: گنجور

0:000:00