صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر پنجم
  4. »بخش 147 - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد

بخش 147 - رفتن امیر خشم‌آلود برای گوشمال زاهد

How the enraged Amír set out to punish the ascetic.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

میر چون آتش شد و برجست راست

گفت بنما خانهٔ زاهد کجاست

The Amír became like fire and jumped straight up. “Show me,” he cried, “where the ascetic's house is,

2

تا بدین گرز گران کوبم سرش

آن سر بی‌دانش مادرغرش

That I may pound his head with this heavy club—his ignorant whoreson head.

3

او چه داند امر معروف از سگی

طالب معروفی است و شُهرگی

What should he know about enjoining (others) to do right? He is currishly seeking notoriety and fame,

4

تا بدین سالوس خود را جا کند

تا به چیزی خویشتن پیدا کند

In order that by means of this hypocrisy he may make a position for himself and somehow make himself conspicuous;

5

کو ندارد خود هنر الا همان

که تسلس می‌کند با این و آن

For in truth he has no talent save this alone, that he plays the hypocrite to all and sundry.

6

او اگر دیوانه است و فتنه‌کاو

داروی دیوانه باشد کیر گاو

If he is mad and bent on mischief, the cure for a madman is an ox-hide whip,

7

تا که شیطان از سرش بیرون رود

بی‌لت خربندگان خر چون رود

So that the devil may go forth from his head: how should an ass go (forward) without the ass-drivers' blows?”

8

میر بیرون جست دبوسی بدست

نیم شب آمد به زاهد نیم‌مست

The Amír dashed out, with a mace in his hand: at midnight he came, half intoxicated, to the ascetic.

9

خواست کشتن مرد زاهد را ز خشم

مرد زاهد گشت پنهان زیر پشم

In his rage he wished to kill the ascetic, (but) the ascetic hid beneath (some) wool.

10

مرد زاهد می‌شنید از میر آن

زیر پشم آن رسن‌تابان نهان

The ascetic, hidden under the wool belonging to certain rope-makers, heard that (threat) from the Amír.

11

گفت در رو گفتن زشتی مرد

آینه تاند که رو را سخت کرد

He said (to himself), “(Only) the mirror that has made its face hard can tell a man to his face that he is ugly.

12

روی باید آینه‌وار آهنین

تات گوید روی زشت خود ببین

It needs a steel face, like a mirror, to say to thee, ‘Behold thy ugly face.’”

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

آن ضیاء دلق خوش الهام بود

دادر آن تاج شیخ اسلام بود

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 146 - حکایت ضیاء دلق کی سخت دراز بود و برادرش شیخ اسلام تاج بلخ به غایت کوتاه بالا بود و این شیخ اسلام از برادرش ضیا ننگ داشتی ضیا در آمد به درس او و همه صدور بلخ حاضر به درس او ضیا خدمتی کرد و بگذشت شیخ اسلام او را نیم قیامی کرد سرسری گفت آری سخت درازی پاره‌ای در دزد

اگلی نظم

شاه با دلقک همی شطرنج باخت

مات کردش زود خشم شه بتاخت

رومی»مثنوی معنوی»دفتر پنجم»بخش 148 - حکایت مات کردن دلقک سید شاه ترمد را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور