صفحۂ اولشعراءلغاتاوزاناصنافمترجمینصداکارہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

شعراءاوزاناصنافصداکارانمترجمین

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. رومی
  2. »مثنوی معنوی
  3. »دفتر ششم
  4. »بخش 13 - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند

بخش 13 - حکایت آن شخص کی دزدان قوج او را بدزدیدند و بر آن قناعت نکرد به حیله جامه‌هاش را هم دزدیدند

Story of the person whose ram was stolen by some thieves. Not content with that, they stole his clothes too by means of a trick.

شاعر: رومی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

صنف: مثنوی

انگریزی ترجمہ: نکلسن
Toggle stanza 1
1

آن یکی قج داشت از پس می‌کشید

دزد قج را برد حبلش را برید

A certain man had a ram (which) he was leading along behind him: a thief carried off the ram, having cut its halter.

2

چونک آگه شد دوان شد چپ و راست

تا بیابد کان قج برده کجاست

As soon as he (the owner) noticed, he began to run to left and right, that he might find out where the stolen ram was.

3

بر سر چاهی بدید آن دزد را

که فغان می‌کرد کای واویلتا

Beside a well he saw the thief crying, “Alas! Woe is me!”

4

گفت نالان از چئی ای اوستاد

گفت همیان زرم در چه فتاد

“O master,” said he, “why are you lamenting?” He replied, “My purse (full) of gold has fallen into the well.

5

گر توانی در روی بیرون کشی

خمس بدهم مر ترا با دلخوشی

If you can go in and fetch it out, I will give you a fifth (of the money) with pleasure.

6

خمس صد دینار بستانی به دست

گفت او خود این بهای ده قجست

You will receive the fifth part of a hundred dinars in your hand.” He (the owner of the ram) said (to himself), “Why, this is the price of ten rams.

7

گر دری بر بسته شد ده در گشاد

گر قجی شد حق عوض اشتر بداد

If one door is shut ten doors are opened: if a ram is gone, God gives a camel in compensation.”

8

جامه‌ها بر کند و اندر چاه رفت

جامه‌ها را برد هم آن دزد تفت

He took off his clothes and went into the well: at once the thief carried away his clothes too.

9

حازمی باید که ره تا ده برد

حزم نبود طمع طاعون آورد

A prudent man is needed to find the way to the village: (if) prudence be absent, cupidity brings calamity.

10

او یکی دزدست فتنه‌سیرتی

چون خیال او را بهر دم صورتی

He (the Devil) is a mischievous thief: like a phantom, he has (he appears in) a (different) shape at every moment.

11

کس نداند مکر او الا خدا

در خدا بگریز و وا ره زان دغا

None but God knows his cunning: take refuge with God and escape from that impostor.

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

رفت مرغی در میان مرغزار

بود آنجا دام از بهر شکار

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 12 - حکایت آن صیادی کی خویشتن در گیاه پیچیده بود و دستهٔ گل و لاله را کله‌وار به سر فرو کشیده تا مرغان او را گیاه پندارند و آن مرغ زیرک بوی برد اندکی کی این آدمیست کی برین شکل گیاه ندیدم اما هم تمام بوی نبرد به افسون او مغرور شد زیرا در ادراک اول قاطعی نداشت در ادراک مکر دوم قاطعی داشت و هو الحرص و الطمع لا سیما عند فرط الحاجة و الفقر قال النبی صلی الله علیه و سلم کاد الفقر ان یکون کفرا

اگلی نظم

مرغ گفتش خواجه در خلوت مه‌ایست

دین احمد را ترهب نیک نیست

رومی»مثنوی معنوی»دفتر ششم»بخش 14 - مناظرهٔ مرغ با صیاد در ترهب و در معنی ترهبی کی مصطفی علیه‌السلام نهی کرد از آن امت خود را کی لا رهبانیة فی الاسلام

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور