رودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 43شمارهٔ 43شاعر: رودکیوزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)قافیہ: چونگهخواببودسوینغلبایدشدصنف: غزل/قصیده/قطعهآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 111نقل کریںگوسپندیم و جهان هست به کردار نغلچون گه خواب بود سوی نغل باید شد◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بودکنون توانی، باری، خشوک پنهان کردرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 42اگلی نظممرده نشود زنده، زنده بستودان شدآیین جهان چونین تا گردون گردان شدرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 44◆ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمایا بلایه، اگر کارت تو پنهان بودکنون توانی، باری، خشوک پنهان کردرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 42
اگلی نظممرده نشود زنده، زنده بستودان شدآیین جهان چونین تا گردون گردان شدرودکی»ابیات پراکنده»شمارهٔ 44