رودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 64بخش 64شاعر: رودکیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: یکہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویکبس سبکباری، نه بد دانی، نه نیک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمخشم آمدش و همان گه گفت: ویکخواست کورا برکند از دیده کیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 63اگلی نظمدم سگ بینی ابا بتفوز سگخشک گشت، کش نجنبد هیچ رگرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 65زمینہم وزن و قافیہ نظمیںخشم آمدش و همان گه گفت: ویکخواست کورا برکند از دیده کیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 63ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمخشم آمدش و همان گه گفت: ویکخواست کورا برکند از دیده کیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 63
اگلی نظمدم سگ بینی ابا بتفوز سگخشک گشت، کش نجنبد هیچ رگرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 65
خشم آمدش و همان گه گفت: ویکخواست کورا برکند از دیده کیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 63