رودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 63بخش 63شاعر: رودکیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: یکہم وزن و قافیہ نظمیں: 1صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںخشم آمدش و همان گه گفت: ویکخواست کورا برکند از دیده کیک◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظماز دهان تو همی آید غشاکپیر گشتی ریخت مویت از هباکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 62اگلی نظمماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویکبس سبکباری، نه بد دانی، نه نیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 64زمینہم وزن و قافیہ نظمیںماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویکبس سبکباری، نه بد دانی، نه نیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 64ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظماز دهان تو همی آید غشاکپیر گشتی ریخت مویت از هباکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 62
اگلی نظمماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویکبس سبکباری، نه بد دانی، نه نیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 64
ماده گفتا: هیچ شرمت نیست، ویکبس سبکباری، نه بد دانی، نه نیکرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 64