رودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 101بخش 101شاعر: رودکیوزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)قافیہ: نیہم وزن و قافیہ نظمیں: 2صنف: مثنویآغازاختتامآغازاختتامToggle stanza 11نقل کریںمن سخن گویم، تو کانایی کنیهر زمانی دست بر دستی زنی◆اگلی / پچھلی نظمپچھلی نظمزشت و نافرهخته و نابخردیآدمی رویی و در باطن بدیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 100اگلی نظمدستگاه او نداند کز چه روی؟تنبل و کنبوره در دستان اویرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 102زمینہم وزن و قافیہ نظمیںای ز رویت چشم جان را روشنیزلف مشکن تا دلم را نشکنیامیرخسرو دهلوی»دیوان اشعار»غزلیات»غزل شمارهٔ 1863نوش کن جامِ شرابِ یک منیتا بِدان بیخِ غم از دل برکَنیحافظ»غزلیات»غزل شمارهٔ 478ماخذفارسی متن کا ماخذ: گنجور
پچھلی نظمزشت و نافرهخته و نابخردیآدمی رویی و در باطن بدیرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 100
اگلی نظمدستگاه او نداند کز چه روی؟تنبل و کنبوره در دستان اویرودکی»مثنویها»ابیات به جا مانده از کلیله و دمنه و سندبادنامه»بخش 102