صفحۂ اولشعرازمرہ جاتلغاتمزید مطالعہہمارے بارے میںرابطہ
زندہ رود
زندہ رود

زندہ رود: فارسی شاعری کا ایک جاوداں دریا

زندہ رود فارسی شاعری کو اردو اور انگریزی تراجم، آڈیو اور ویڈیو کے ساتھ ایک پرسکون اور مستقل مطالعہ گاہ میں پیش کرنے کی کوشش ہے۔

مزید جانیں ←
YouTubeFacebookInstagramTikTok

مرکزی راستے

صفحۂ اولشعراتلاشہمارے بارے میںرابطہ

مزید مطالعہ

اوزاناصنافصداکارانمترجمینزندہ رود اور گنجور

لغات

لغاتزندہ رود فارسی لغتزندہ رود عربی لغت

ہر ماہ نئی نظمیں · جاری منصوبہ

© 2026 زندہ رود

  1. عرفی
  2. »مثنویات
  3. »شمارهٔ 3 - در ستایش آفریدگار

شمارهٔ 3 - در ستایش آفریدگار

شاعر: عرفی

وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)

صنف: مثنوی

Toggle stanza 1
11

ای همه عین تو و پاک از همه

نقد وجود از تو و خاک از همه

22

چشمه هستی دو عالم تویی

من که انا الحق زنم، آن هم تویی

33

نغمه طراز چمن وحدت است

زیور شبه تو محالیت است

44

ذات تو مفتون اثر های تو

علم تو حیران تماشای تو

55

صورت از آوازه جود تو مست

معنی از اوصاف تو کوتاه دست

66

از تو بود روز و شب الفت گرای

عنبر وکافور مهم دوش سای

77

عطر بهار از تو معنبر اساس

شاهد باغ از تو معطر لباس

88

طبع تحمل ز تو آرام گیر

گوش تغافل ز تو زیبق پذیر

99

عقل ببازاز تو کاسد متاع

عشق ببزم تو پریشان سماع

1010

نرگس شهلای ز جام تو مست

طرف کله زان برعونت شکست

1111

دست بلا از تو گراید بخون

روی حیا از تو بود لاله گون

1212

شاهد ایمان ز تو بس رو سفید

کفر سیه رو ، زتو مست امید

1313

کیسه بری را بطمع داده

خشک لبی را بورع داده

1414

سینه حصار غم دل کرده

میکشدم عقل و بحل کرده

1515

رهبر کوی تو عبودیت است

تاج صفات تو الوهیت است

1616

بودی اگر همچو تویی در وجود

پیش تو بردی بعبادت سجود

1717

حسن عبودیت مشتی خیال

کز چه شما رد بدر ذوالجلال

1818

یا قدری مایه از زندگی

یا بشان چاشنی بندگی

1919

وه که بر این طایفه ناتمام

لطف حلال است و سیاست حرام

2020

کون و مکان طی کن و بگذار حلم

باز بر اسباب عمل را بعلم

2121

زرد کن این نه چمن تازه را

سرد کن آهنگ شش آواز را

2222

هفت نذر و از طیران باز دار

مرغ اثر شان عدم آواز دار

2323

سنگ بر این شیشه سیماب زن

شمع شفق شعشعه در آب زن

2424

دشنه بهرام بر آر از غلاف

سینه دستور فلک بر شکاف

2525

انجمن دهر بروب از صبا

دست سقق نیز بشوی از ضیا

2626

آینه صبح فرو بر بشام

این قدح شیر بر افکن ز بام

2727

شمع مسیحا بره باده نه

مهر فنا بر لب ایجاد نه

2828

برگ اجابت ز دعا واستان

رایحه گل ز صبا واستان

2929

جلوه معنی ز صور باز گیر

در ره وحدت روشن باز گیر

3030

تا کند این زمزمه هر مشت خس

کی تو سزاوار بهشتی و بس

3131

مستی وکیفیت مستی توئی

مستی و اندازه هستی توئی

3232

در حرم راز تو محرم تو بس

جلوه بخود کن که تو را هم تو بس

3333

ما همه لب تشنه فرمان تو

برگ رضا بسته ز بستان تو

3434

شاد نشینان ملول توایم

نامزد رد و قبول توایم

3535

زهر غم و شهد طرب نعمت است

هر چه دهی مایه صد منت است

3636

منت جاوید تو برهان ما

نور تو در سینه ایمان ما

3737

سینه عرفی حرم راز توست

کبک دلش زخمی شهباز توست

3838

مرهمش از زخم کهن دور باد

درد پذیرنده ناسور باد

◆

اگلی / پچھلی نظم

پچھلی نظم

بسم اله الرحمن الرحیم

موج نخست است ز بحر قدیم

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 2 - مثنویات

اگلی نظم

ای تو بامرزش و آلوده ما

وی تو بغمخواری و آسوده ما

عرفی»مثنویات»شمارهٔ 4 - در حمد حق سبحانه و تعالی

◆

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور